سخن رانديم « 1 » .
اينك با من به سراغ مردمى برويم كه شيعيان را براى باور داشتن آن پايگاهها براى پيشوايانشان نكوهش مىكنند و برچسب تندروى و بدكيشى و چندگانهپرستى بر آنان مىزنند ، با آنكه بسى از سرپرستان كيش خود را داراى همان پايگاهها مىشناسند و برترىهايى را - آن هم در زندگىنامههاى مردان عادىشان گنجاندهاند ، كه چون در نزد شيعيان - چندين برابر كمتر از آن را نيز - بيابند ، آنان را به تند روان مىبندند ، ولى خودشان آن همه گزافهها را ميان مردم مىپراكنند و تاريخ درست مىشمارند ، بىآنكه در سلسله راويان آنها جاى سخن و خردهگيرى بيابند ، يا در زمينهء آنها نگاه درستى بيندازند و به گفتگو پردازند ، و اينها همه براى دوست داشتن و ارج نهادن به آن بزرگانشان است - كه دوستى يك چيز ، آدمى را كور و كر مىسازد - و اين شيوه را از همان سدههاى نخستين تاكنون هماره بهكار مىبستهاند و هيچ پژوهشگرى را نيز نرسد كه آن نگارندگان و پاسداران آيين را از تندروان و گمراهان و چندگانهپرستان بخواند و واكنش را كه خودشان دربارهء شيعه نمودهاند ، در برابر آنان روا شناخته و بگويد كه از چار ديوار تودهء مسلمان به در رفتهاند با اينكه كاوشگران مىتوانند در ميان فرآوردههايى كه بهدست دروغگويان ساخته شده است و در لابلاى گزافههايى كه اين بافندگان در برترى پيشوايانشان پراكندهاند ، چيزهايى بس شگفت و دور از خرد بيابد كه بايد آنها را ياوهسرايى و بيهودهگويى بناميم كه اگر هم از سازگارى يا ناسازگارى آن با دين چشم بپوشيم تازه خرد درست زيربار آن نمىرود و اكنون به روشنگرى گفتار خود مىپردازيم :
مبالغه دربارهء ابو بكر
كارى بس دشوار نيست كه مرز برترىهاى هريك از ياران پيامبر را كه بخواهيم ، بشناسيم ، زيرا تاريخها با همهء پريشانگويى و آشفتگيهايى كه بهخود ديدهاند ، و با همهء بافتههايى كه دستهاى گنهكاران و بزهپيشگان در آن جاى دادهاند و با اينكه رويدادهاى
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 5 / 52 - 65 .