تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
حركت كردم . - و از كسى كه روز حركت مرا دوست داشت كوچ كردم ، اگر آن را به سبب من عوضى بود مىديد . - و از قصرهاى وسيع منتقل شدم و روحش به تنهايى به سوى ظلمات زمين حركت كرد . - و روزهاى ما سپرى شد ، پس مثل اينكه او و ما در خوابمان عالم را سير مىكرديم . - و وحشت‌زده بود و در آن ميان نزديك بود كه قلبش از ترس روز جدايى شكافته شود . - و مىگفت در حالى كه مىخواست حركت كند و اشكش خطّى در گونه چين‌خورده‌اش مسطور كرد . - اى كسى كه در درون من منزل كردى و مرا در معرض هراس و گرسنگى و برهنگى وا مىگذارى . - پس جز تو پناهگاه براى ما كيست ، اگر پيشامدهاى روزگار از حد بگذرد يا بلايى عارض گردد ؟ ! - پاسخ او را دادم و چشم ، كوبه جدايى او بود كه بر گونه‌ام دانه‌هاى اشكش را مىباريد . - شما امانت خداييد چنانچه من امانت حيدر بهترين خلق خدا هستم . - اى مونس من در تنهايى ، وقتى كه نكير و منكر را در قبر مشاهده كنم ، - من اميد به تو دارم ، نمىبينم آن‌دو شخص را مگر اينكه بشير و مبشر پرسنده من باشند ، - پس به حق كسانى كه ايشان را بر اسرار مكنون تو امين دانستم ، - گناهان بنده‌اى را كه در پناه كسى كه طاعت او را واجب كردى بر همه عالم فرود آمده ببخشى . - من كه نه پارسايى كرده‌ام و نه از گناه دورى گزيده‌ام و نه به بينوايى كمك رسانيده‌ام . - ليكن دستم به ريسمان ولايت شما بند شده است و اين افتخار من است . - اى يارى رساننده به اسلام هنگامى كه ستون آن خم شده بود ، آن را استوار گردانيدى . - و ذليل‌كننده عزت كفر بعد از بلندى ستونهاى آن .