پس ابو بكر را در اين سال امير حاج فرستاد براى موسم كه براى مردم اقامه حج كند و با او چهل آيه از اوّل برائت فرستاد تا در موسم براى مردم قرائت كند ، سپس على عليه السّلام كه خدا چهرهاش را سرافراز كند ، فرستاد بر ناقه و شتر عضبايش تا آنكه اوّل سوره برائت را براى مردم بخواند و او را فرمان داد كه در مكّه و منى و عرفات اعلان كند كه ذمّه خدا و پيامبر او از هرمشركى بيزار و نبايد برهنهاى طواف خانه كند .
پس ابو بكر برگشت و گفت : اى رسول خدا پدر و مادرم قربان شما آيا درباره من چيزى نازل شده است ؟ گفت : نه و ليكن براى كسى سزاوار نيست كه اين را تبليغ كند مگر مردى از اهل من آيا خشنود نيستى كه تو با من در غار باشى و به درستى كه تو صاحب من بر حوضى ، گفت : چرا اى رسول خدا ، پس ابو بكر به عنوان امير حاج رفت و على عليه السّلام رفت براى اينكه ابلاغ و اعلان برائت كند . « 1 »
و از اتفاق صحابه پيشين خبر مىدهد براين منقيت و فضيلت براى امير المؤمنين عليه السّلام سوگند دادن آن حضرت عليه السّلام به آن ، اصحاب شورا را در آن روز به قول خودش : آيا در ميان شما كسى هست كه در مورد سوره برائت بگويد كه فرمايش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله « به درستى كه نبايد برساند از من ، مگر خودم يا مردى از من » غير از من بوده ؟ گفتند : نه .
و ما در پيش حديث سوگند دادن روز شورا را ياد كرديم و اينكه اين جمله ياد شده را ابن ابى الحديد صحيح و قسم دادن روز شورا را از روايات مستفيضه نزديك به تواتر دانسته است .
و خلاصه از تداوم اين احاديث تواتر معنوى يا اجمالى آن منقبت استفاده مىشود براى وقوع اصل قضيه از پس گرفتن آيات را از ابى بكر و تشريف امير المؤمنين عليه السّلام به
هامش
( 1 ) . و اين را بهطور مرسل و ارسال مسلم و مورد قبول به لفظ مختصر و يا مفصّل مىبينى در : طبقات ، ابن سعد 685 ؛ تفسير ، ابن حيّان : 5 / 6 ؛ تفسير ، كشاف : 3 / 23 ؛ تفسير ، خازن : 2 / 213 ؛ تفسير ، بيضاوى : 1 / 488 ؛ تفسير نسفى حاشيهء خازن : 2 / 212 ؛ تفسير ، نيشابورى حاشيهء طبرى : 10 / 36 ؛ تذكرة ، سبط 22 ؛ امتاع ، مقريزى 499 ؛ الروض الانف : 2 / 328 ؛ الكامل ، ابن كثير : 2 / 121 ؛ تفسير ، رازى :
4 / 408 ؛ شرح نهج البلاغة : 2 / 240 ؛ شرح مواهب ، زرقانى : 3 / 91 ؛ الاصابه ، ابن حجر 509 ؛ تاريخ الخميس : 2 / 41 ؛ الصواعق 19 ؛ السيرة النبوية ، زينى دحلان : 2 / 364 .