نمودهاند كه از ايشان است محمّد بن احمد حريرى قاضى حلب ، و به كسانى كه او را در زندگيش ادراك كردند اجازه داده و در جمادى الآخر سال 780 وفات نموده است .
تأليفات او :
1 - شرح الفيه ابن مالك . سيوطى در بغيه گويد : كتاب سودمندى است كه به اعراب ابيات توجه نموده و آن جدّا مهم است و براى تازهكاران و تازهواردين سودمند مىباشد .
2 - نظم الفصيح براى ثعلب ابو العباس شيبانى ، ( م 291 ) .
3 - نظم كفايه متحفظّ .
4 - شرح الفيه ابن معطى در 8 مجلد ، به گفته سيوطى و در بغيه الوعاه و شذرات الذهب سه جلد ياد شده .
5 - ديوان شعرش كه بسيار متنوّع است .
6 - مقصورهاى در مدح پيامبر اعظم صلّى اللّه عليه و آله در 296 بيت كه اولش اين است :
- قلب من بر عشق شتاب كرد و انديشه نكرد وقتى ديد از جمال و زيبايى و قشنگى او ، آنچه را كه ديد !
7 - قصيده بديعيّه مشهوره او به نام عميان موسوم به الحله السيرا فى مدح خير الورى ، اوّلين بيت آن - و اشاره به شرح آن در ترجمه صفى الدين حلّى گذشت - ، شنيده از او آن را شرف الدين ابو بكر محمد ابن عمر عجلونى ( م 801 ) و شنيده آن را از او ابن حجر چنانچه در شذرات : 7 / 10 مذكور است .
بيوگرافى و شرح زندگى او در كتب مختلفى موجود است « 1 » و در نفخ الطيّب جمله بسيارى از شعرش را ياد كرده و نيز براى او قصيدهاى را كه به آن پيامبر اعظم صلّى اللّه عليه و آله را مدح مىكند و در آن قصد نموده حضرت را به سورههاى قرآنى بيان كرده كه آن اين است :
- در هرفاتحه ( سوره حمد ) براى سخن گفتن آن معتبر است كمال مدح و حقيقت ثنا بر
هامش
( 1 ) . الدرّ الكامنة : 3 / 339 ؛ بغية الوعاه در طبقات النجاة 14 ؛ شذرات الذهب : 6 / 268 ؛ نفخ الطيّب :
4 / 408 و 373 .