فرستاد . پس فرياد زد به چهار موضوع تا آنكه صدايش چون شيهه اسب طنينانداز شد .
دارمى آن را در سنن خود نقل كرده و نسايى در سنن خود با اختصارى كه مخلّ مطلب نيست ، « 1 » چنانچه سيوطى در شرح آن گفت : حديث ابى هريره را بسيارى از حافظين نقل كردهاند ، جز آنكه دستهاى هوى با آن بازى كرده و پيرامون اين حديث براى ياوهسرايان ميدان دروغسازى آماده ساختهاند .
و حافظ محب الدين طبرى در الرياض النضره و ذخائر العقبى ، از ابى حاتم از ابى سعيد يا ابى هريره نقل كرده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ابو بكر را فرستاد ، چون به ضجنان رسيد صداى شتر على عليه السّلام را شنيد و آن را شناخت و پيش او آمد . گفت : كار من چيست ؟
گفت : خير است ، به درستى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مرا براى اعلان برائت فرستاد . چون ما برگشتيم ابو بكر نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رفت و گفت : اى رسول خدا ! چيست مرا ؟ گفت : خير است ، تو رد غار صاحب منى جز اينكه نبايد تبليغ كند غير من يا مردى از من ، يعنى على عليه السّلام . « 2 »
10 - عبد اللّه بن عمر ، ابن حجر عسقلانى ياد كرده است در فتح البارى آنچه از امير المؤمنين عليه السّلام از طريق ابى صالح گذشت . سپس گويد : همچنين از طريق عمرى از نافع از ابن عمر . « 3 »
11 - حبشى بن جناده گويد : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : على عليه السّلام از من و من از اويم ، براى من نمىرساند مگر خودم يا على عليه السّلام . « 4 »
هامش
( 1 ) . سنن ، دارمى : 2 / 237 ؛ سنن ، نسايى : 5 / 234 .
( 2 ) . الرياض النضرة : 2 / 173 ؛ ذخائر العقبى 69 .
( 3 ) . فتح البارى : 8 / 256 .
( 4 ) . حديث صحيح است و راويانش تمامى مورد اعتمادند . احمد بن حنبل به چهار طريق آن را در مسند خود : 4 / 164 و 165 نقل كرده و ترمذى در صحيح : 2 / 213 ، آن را صحيح و حسن دانسته و نسائى در خصائص 20 و ابن ماجه قزوينى در سنن : 1 / 57 و بغوى در مصابيح : 2 / 275 و خطيب عمرى در مشكاة 556 و فقيه ابن مغازلى در مناقب و گنجى در كفايه 557 و نووى در تهذيب الاسماء و اللغات و محب طبرى در الرياض : 2 / 74 از حافظ سلفى و سبط بن جوزى در تذكره 23 و ذهبى در تذكره الحفاظ در ترجمه سويد بن سعيد و ابن كثير در تاريخ خود : 7 / 356 و سخاوى در المقاصد الحسنه و مناوى در