قلبت را هدايت مىكند . گفت : پس از آن دستش را بر دهانش گذارد . « 1 »
صورت ششم ابى صالح از امير المؤمنين عليه السّلام :
فرمود : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ابو بكر را با سوره برائت به سوى مردم مكه فرستاد و در موسم حج بود ، پس از آن مرا در پس او فرستاد . من به او رسيده و آن را از او گرفتم ، ابو بكر گفت : چه شده است ؟ فرمود : تو رفيق غار منى و صاحب منى بر حوض ، جز اين نيست كه غير از من يا مردى از من . « 2 »
2 - ابو بكر بن ابى قحافه گويد : به درستى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مرا با سوره برائت به سوى مردم مكّه فرستاد كه بعد از امسال مشركى نبايد حج كند و برهنهاى نبايد ، طواف خانه نمايد و داخل بهشت نمىشود مگر شخص مسلمان . كسى كه ميان او و رسول خدا پيمانى است آن را تاخير اندازد تا مدتش سپرى شود و خدا و پيامبر از مشركين بيزارند پس سه روز ( يا سه ميل ) راه رفت ، سپس به على عليه السّلام فرمود : خود را به ابى بكر برسان و او را به سوى من برگردان و برائت را تو ابلاغ كن . گفت : على عليه السّلام به فرمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله عمل كرد و چون ابو بكر بر پيامبر وارد شد ، گريست و گفت : اى رسول خدا درباره من چيزى آمده است ؟ فرمود : درباره تو نيامده ، مگر خير ، و ليكن مامور شدم كه آن را ابلاغ نكند مگر من يا مردى از من . « 3 »
3 - ابن عباس گويد : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ابو بكر را فرستاد ابو بكر در ميان راه بود كه صداى شتر قصواى رسول خدا را شنيد ، با ترس بيرون آمد به گمان آنكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است . ناگاه ديد على عليه السّلام است ، پس نامه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را به او داد كه به على عليه السّلام دستور داده بود آن سخنان را اعلان كند ( به درستى كه شايسته نيست كه براى من تبليغ كند ، مگر
هامش
( 1 ) . مسند ، احمد : 1 / 150 ؛ الرياض النضره : 2 / 174 ؛ تفسير ، ابن كثير : 2 / 333 ؛ الدرّ المنثور : 3 / 210 به نقل از ابى الشيخ ؛ كنز العمال : 1 / 247 .
( 2 ) . طبرى آن را نقل كرده ، همچنين در فتح البارى ، ابن حجر عسقلانى : 8 / 256 .
( 3 ) . مسند ، احمد : 1 / 3 ؛ و ابن خزيمه و ابو عوانه و دار قطنى در افراد ، همچنين كنز العمال : 1 / 246 ؛ گنجى در كفايه 125 به نقل از احمد و ابى نعيم و ابن عساكر ؛ تاريخ ، ابن كثير : 7 / 357 .