صورت ديگر :
فرمود : سوره برائت نازل شد ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ابو بكر را فرستاد . سپس على عليه السّلام را فرستاد ، نامه را از ابو بكر گرفت و چون ابو بكر برگشت ، گفت : آيا درباره من چيزى نازل شده ؟ فرمود : نه ، و ليكن من مامور شدم كه يا خودم آن را تبليغ كنم يا مردى از خاندانم پس على عليه السّلام به سوى مكّه رفت و در ميان ايشان در أربع ايستاد . « 1 »
صورت سوم از زيد :
به درستى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ابو بكر را با سوره برائت به سوى اهل مكّه فرستاد ، پس از عقب او على عليه السّلام را فرستاد و به او گفت : نامه را بگير و به سوى مردم مكّه برو ، گويد :
پس على عليه السّلام ابو بكر را ديده و نامه را از او گرفت و ابو بكر برگشت ، در حالى كه غمگين و محزون بود و به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، گفت : آيا درباره من آيهاى نازل شد ؟ فرمود : نه ، جز اينكه مامور شدم كه آن را خودم ابلاغ كنم يا مردى از اهل بيتم برساند . « 2 »
صورت چهارم :
از امير المؤمنين على عليه السّلام از طريق حنش مانند لفظ زيد بن يثيع روايت كرده است . « 3 »
صورت پنجم از حنش از امير المؤمنين عليه السّلام :
گويد : هنگامى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را با سوره برائت فرستاد ، گفت : اى پيامبر خدا ! من سخنگو و خطيب نيستم ، فرمود : چاره نيست از اينكه يا من خودم بروم يا تو با آنها به روى ، گفت : پس اگر چارهاى نيست من مىروم . فرمود : برو كه خدا زبانت را ثابت و
هامش
2 / 147 ؛ ذخائر العقبى 69 ؛ تاريخ ، ابن كثير : 7 / 357 و 5 / 38 ؛ تفسير ، ابن كثير : 2 / 333 ؛ مناقب ، خوارزمى 99 ؛ فرائد السمطين ، حموى ؛ مجمع الزوائد : 7 / 29 ؛ شرح صحيح بخارى ، عينى : 8 / 637 ؛ وسيلة المآل ، ابن باكثير ؛ شرح مواهب اللدنية ، زرقانى : 3 / 91 ؛ تفسير المنار : 10 / 157 .
( 1 ) . تفسير ، طبرى : 10 / 46 ؛ تفسير ، ابن كثير : 2 / 333 .
( 2 ) . خصائص ، نسايى 2 ؛ الاموال ، ابى عبيد 165 .
( 3 ) . مسند ، احمد : 1 / 151 ؛ كفايه ، گنجى 126 به نقل از احمد و ابن عساكر ؛ مجمع الزوائد ، هيثمى :
7 / 29 .