تَسْتَهْزِؤُنَ لا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ . .
. « 1 » بگو آيا به خدا و آيات او و پيامبر استهزا و سخريه مىكرديد ، عذر نخواهيد كه بعد از ايمانتان كافر شديد !
و سبط ابن جوزى گويد : و آنچه حاكم گفته صحيح است ، زيرا كه ايشان تحاشى و ترسى از اين كار نداشتند به دليل آنچه از مسلم از سعد بن ابى وقاصّ روايت شده است او بر معاوية بن ابى سفيان داخل شد ، پس معاويه به او گفت : چهچيز تو را بازداشته و منع كرده از ناسزاگويى ابو تراب . . . . « 2 »
فضيلتى پيرامون حديث مذكور :
شيخ علاء الدين سكتوارى گويد : اوّل كسى كه مكنى به ابو تراب شد على بن ابى طالب عليه السّلام بود . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله او را موسوم نمود وقتى كه او خوابيده بود و بر پهلو و پشتش خاك نشسته بود ، پس از روى مهربانى به او فرمود : برخيز اى ابو تراب ! پس بهترين لقبهاى او بود و بعد از اين براى او كرامتى بود به بركت نفس محمّدى كه خاك هرآنچه را بر آن جارى مىشود براى او بازگو مىكند تا روز قيامت ، پس راز آشكارى را درياب . « 3 »
و شاعر ماهر و استاد عبد الباقى افندى عمرى در قولش انشاء كرد :
- اى پدر جانشينان ، تو براى طاها ( رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ) داماد و پسرعمو و برادرى .
- به درستى كه براى خدا در معانى و مراتب تو رازى است كه بيشتر جهانيان آن را ندانستند .
- تو دومين پدرانى در پايان روزگار و پدران فرزندانش محسوب مىشوند .
- خدا آدم را از خاك آفريد ، پس آدم پسر خاك و تو پدر او هستى .
7 - و از آنچه مالكى در شعرش به آن از مناقب سرور ما امير المؤمنين عليه السّلام اشاره كرده حديث سوره برائت و ابلاغ آن است :
- و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى ابلاغ او را فرستاد و به اين امر اختصاص پيدا كرد ، تخصيصى كه ويژه
هامش
( 1 ) . توبه 9 / 66 و 65 .
( 2 ) . تذكرة ، سبط بن جوزى 4 ؛ ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 3 / 20 .
( 3 ) . محاضرة الاوائل 113 ؛ دلائل النبوّة .