بود . « 1 » و ممكن است كه خليفه گرفتار اين قصه و مثل آن شده باشد و عبد الرحمن يا مانند آن در دسترس او نبوده باشد كه سؤال كند يا او را خبر دهند ، پس در اين موقع چطور عمل مىكرده و اگر عبد الرحمن را مادرش نزاييده بود آقاى عمر در كارش به چهكسى رجوع مىكرد و چهكسى در آنجا بود كه علمش را به او بدهد و برساند و او كجا و آنكه او را متولى امر حكومت كرد ( ابو بكر ) كجا از بيان صريح پيامبر اعظم صلّى اللّه عليه و آله است كه : كسى كه متولى چيزى از امر مسلمين شود پس مردى را بر ايشان بگمارد و حال آنكه او مىداند كه در ميان ايشان كسى هست كه سزاوارتر به اين امر و داناتر از آن است به كتاب خدا و سنت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پس به خدا و پيامبر او و تمام مسلمين خيانت كرده . « 2 » اين گروه را چه شده كه ممكن نيست كه ايشان حديثى را بفهمند !
89 - رأى خليفه در روزه رجب
خرشه بن حرّ گويد : عمر بن خطاب را ديدم كه دستهاى مردم را در روزه گرفتن در ماه رجب مىزد ، تا آنكه آن را در طعام مىگذاردند و مىگفت : رجب و چه رجبى ! ماه رجب ماهى بود كه اهل جاهليت آن را بزرگ مىداشتند . وقتى اسلام آمد متروك شد . « 3 »
امينى گويد : هرآينه از نظر خليفه رفته است آنچه كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در خصوص روزه رجب بيان شده و تشويق در آن و ذكر ثوابهاى بسيارى كه براى آن است از يك جهت .
و حديثى كه از آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله رسيده درباره روزه سه روز از هرماهى كه شامل رجب و غير آن مىشود از جهت ديگر .
و آنچه آمده از آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله در گرفتن روزه ، بخصوص در ماههاى حرام كه نيز جز
هامش
( 1 ) . ر ك : مشكاة المصابيح ، خطيب تبريزى 344 .
( 2 ) . مجمع الزوائد ، حافظ هيثمى : 5 / 211 .
( 3 ) . ابن ابى شيبه و طبرانى در اوسط نقل كردهاند ، چنانچه در مجمع الزوايد ، حافظ هيثمى : 3 / 191 ؛ كنز العمال : 4 / 341 ياد شده است .