صدقا . ان الدنيا قد غرتنا و استهوتنا تمضى الدنيا قرنا قرنا ما من يوم يمضى عنّا الا ا هى منّا ركنا انّ الموت قد اخبرنا انّا نرحل فاستوطنا . به درستى كه دنيا ما را فريب و بازى داد ، دنيا قرنقرن مىگذرد ، هيچ روزى از ما نمىگذرد جز اينكه ركنى از ما را سست و خراب مىكند ، به راستى كه مگر به ما خبر داده كه خواهيم رفت ، امّا ما دل بسته و وطن نموديم .
12 - و امّا حركتكننده ، پس طور سينا هنگامى كه بنى اسرائيل عصيان نمودند و بين آن و زمين مقدسه چند شبانهروز فاصله بود ، پس خدا قطعهاى از آن را كند و براى آندو بال از نور قرار داد ، پس روى سر آنها نگاه داشت و اين است قول خداى تعالى :
وَ إِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَ ظَنُّوا أَنَّهُ واقِعٌ بِهِمْ
. « 1 » . زمانى كه ما بلند كرديم كوه را بالاى سر ايشان ، مثل آنكه سايبانى بود و گمان كردند كه آن برايشان فرود آيد ، بنى اسرائيل را فرمود : اگر ايمان نياوريد آن را بر شما فرود آورم ! پس چون توبه آوردند ، به جاى خودش برگردانيد .
13 - و امّا مكانى كه آفتاب بر آن نتابيد مگر يكمرتبه ، پس آن زمين دريا بود وقتى كه خدا آن را شكافت ، پس خدا آن را براى موسى عليه السّلام شكافت و آب مانند كوهها بلند شد و زمين به تابش آفتاب بر آن خشكيد ، سپس آب به جاى خودش برگشت .
14 - و امّا درختى كه سواره در سايهاش صد سال مىرود ، آن درخت طوبى و سدرة المنتهى در آسمان هفتم است . اعمال بنى آدم به سوى آن درخت منتهى مىشود و آن از درختهاى بهشتى است . در بهشت قصرى و خانهاى نيست مگر آنكه در آن شاخهاى از آن قرار دارد و نظيرش در دنيا خورشيد است كه اصلش يكى است و نورش در همه جاست .
15 - و امّا درختى كه بدون آب روييده شد پس آن درخت يونس بود و اين معجزهاى براى او بود ، براى قول خداى تعالى :
وَ أَنْبَتْنا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِنْ يَقْطِينٍ
« 2 » و ما رويانيديم بر او درختى از كدو .
هامش
( 1 ) . اعراف 7 / 170 .
( 2 ) . صافات 37 / 146 .