تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
20 - و از كليدهاى بهشتى كه آن چيست ؟ پس على عليه السّلام نامه را خواند و فورا پشت آن نوشت :

جواب نامه قيصر روم و مسايل او :

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم امّا بعد ؛ مطلع و آگاه شدم از نامه تو اى پادشاه ، و من پاسخ تو را مىدهم به كمك و نيرو و بركت خدا و بركت پيامبرمان محمّد صلّى اللّه عليه و آله : 1 - امّا چيزى كه خداى تعالى آن را نيافريده ، آن قرآن است . چون آن كلام خدا و صفت اوست و همين‌طور كتاب‌هاى نازل شده و خداى سبحان قديم است و همچنين صفات او نيز قديم هستند . 2 - و امّا چيزى كه خدا نمىداند پس قول شماست كه براى او فرزند و همسر و شريك قرار داده‌ايد . خدا فرزندى اختيار نمىكند و با او خدايى نيست ، زاييده نشده و نمىزايد . 3 - و امّا چيزى كه پيش خدا نيست ظلم و ستم است و پروردگار تو ستم‌كننده بر بندگانش نيست . 4 - و امّا آنچه تمامش دهان است آتش است كه هرچه از هرطرف در او افكنده شود مىخورد . 5 - و امّا آنچه تمامش پاست ، آب است . 6 - و امّا آنچه تمامش چشم است ، خورشيد است . 7 - و امّا آنچه تمامش بال است ، باد است . 8 - و امّا آنكه فاميلى برايش نيست ، حضرت آدم عليه السّلام است . 9 - و امّا آنكه شكمى آنها را برنداشت چهار چيز است : عصاى موسى ، قوچ ابراهيم ، آدم ، حوا . 10 - و امّا آنكه بدون روح نفس مىكشد صبح است براى گفتهء خداى تعالى :
وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ
. 11 - و امّا ناقوس ، پس آن مىگويد . طقا طقّا ، حقا حقا ، مهلا مهلا ، عدلا عدلا ، صدقا