تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
جارى نشود . - و حال آنكه پسر دختر پيامبر در روى زمين سوزان افتاده و پيشانىاش خاك‌آلوده شده است . - در اطراف او از برادران و بستگانش جوانان و پيرانى هستند كه دستهاى مرگ آنها را به زمين افكنده است . - و ناموس پيامبر گريان از داغ جوانان و عزيزان خويشند ، در حالى كه نقاب و روبندشان به غارت رفته است . - اين يك صدا مىزند : برادر و آن ديگرى مىگويد : اى پدر ، و حال آنكه او ديده‌اش باز است و جواب نمىدهد . - فسوسا كه كودكش در روى دستش جان مىداد و گلوگاهش از خون رنگين بود . - دريغا كه خواهرش زينب يتيمان را پناه مىداد و اشكش جارى بود . - دردا كه فاطمه از ترس اسارت بيمناك بود و قلبش مىتپيد . - دلم مىسوزد براى امّ كلثوم و گونه‌هاى او كه از گريه و زارى مجروح شده بود . - و او فرياد مىكرد و مىگفت : اى يگانهء من و اى برادر من و اى فريادرس من ! مصائب مرا از پاى درآورد . - سپس به پيامبر شكوه مىكرد ، در حالى كه اشك از ديده‌اش سرازير بود . - اى جدّ بزرگوار ! كاش مىديدى ما را كه در كربلا اسير گشته‌ايم و گرفتاريها ما را فرا گرفته است . - اى جدّ بزرگوار ! آن نصايح و سفارشها و اين ترغيب و بيم دادن شما ، مردم را سودى نبخشيد . - اى جدّ بزرگوار ! سفارش شما را درباره خاندانت نپذيرفتند و بر تنهايى و غربت حسين تو رحم نياوردند . - آنكه دور از حق است به ايشان نزديك مىشود و آنكه به حق نزديك است دور مىگردد .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 18 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى