- هرگاه فرشتگان بدانند كه تو قصد زيارت او را نمودهاى ، ترا زائر او قلمداد مىكنند .
- و آتش دوزخ حتما بر تو حرام ، مىشود ، زيرا كه آتش لمس نمىكند و نمىسوزاند جسمى را كه بر آن غبار راه زائران حسين رسيده باشد .
وى نيّت خود را در دوستى خاندان رسالت پاك و خالص كرد تا از الطاف خاص اهل بيت عليهم السّلام برخوردار شد . علّامهء نورى به نقل از كتاب حبل المتين فى معجزات امير المؤمنين تأليف سيد شمس الدين محمّد رضوى آورده كه چون شاعر داخل حرم مقدّس حسينى شد ، قصيدهاى در مدح آن حضرت سرود و براى وى خواند و به هنگام خواندن ، يكى از پردههاى در حرم بر شانهء او افتاد و پس از آنروز به خليعى يا خلعى موسوم شد و وى در شعرش بدانها تخلّص مىكرد « 1 » .
علّامهء نورى به نقل از حبل المتين از قول ملا محمّد جيلانى آورده كه ميان خليعى و ابن حماد شاعر مفاخرتى روى داد و هركدام خيال مىكرد كه مديحه او دربارهء امير المؤمنين على عليه السّلام بهتر از مديحهء ديگرى است . پس هريك قصيدهاى به نظم آورد و در ضريح مقدس علوى انداخت تا اينكه امام عليه السّلام دربارهء اشعار آنها قضاوت فرمايد .
قصيدهء خليعى بيرون آمد ، در حالى كه بر آن با آب طلا نوشته بود ، آفرين ، خوب گفتى و بر قصيدهء ابن حماد مانند آن نيز با آب نقره نوشته بود . ابن حماد ناراحت شد و خطاب به امير المؤمنين عليه السّلام گفت : من دوست قديمى شمايم و اين شاعر تازه در زمرهء دوستان شما درآمده ، سپس حضرت امير المؤمنين عليه السّلام را در خواب ديد كه به او فرمود :
به راستى كه تو از ما هستى و او تازه به ما رسيده و ولايت ما را پذيرفته ، پس بر ما لازم است كه او را رعايت كنيم . « 2 »
و از اشعار خليعى در رثاى نوادهء پيامبر ، امام حسين عليه السّلام ابيات زير است :
- چه پوزشى براى دلى است كه از غصهء آب نشود و چه عذرى براى روانى است كه از آن آتش زبانه نكشد .
- و كدام دلى است كه از درد اندوه گرفته نشود و كدام ديدهاى است كه اشك از آن
هامش
( 1 ) . دار السّلام 187 .
( 2 ) . همان 183 .