تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
- تواريخ و سرگذشت‌ها به انوار دانش تو جريان يافته و سوره‌هاى قرآنى از بزرگوارى تو سخن رانده است . - در مدح تو ستايشگران غلو كردند و از حد گذشتند و در تعريف تو مبالغه كردند و عذر خواستند . - زيرا كه تورات و صحف پيشينيان ترا بزرگ داشته و انجيل و زبور ثنايت گفته‌اند . - و خداوند دربارهء امامت تو آيات محكمى نازل كرده و روزگاران به تو شاداب و خوش بوده است . - و پيامبران بزرگوار به آنچه كه دربارهء تو پيمان بسته بودند ، وفا كردند و عهدشكنى نكردند . - و پيامبر برگزيدهء حق يادآورى كرد ، پس شنوانيد كسى را كه براى او گوش شنوا و ياد گيرنده بود . - و در نصيحت و خيرخواهى ايشان كوشيد ، امّا نپذيرفتند و آن چنان كه مأمور بودند ، پايدارى نكردند . و نيز در همين قصيده گويد : - نامهاى شريف درخشندهء تو در جاى جاى قرآن و در هرسوره آشكار و نمايان است . - پروردگار بندگان ، ترا شيرشرزه ناميد ازآن‌روى كه دشمنان همانند گورخران گريختند . - و خدا ترا عين اللّه و جنب اللّه و وجه اللّه خواند و هنگامى كه تيرگى ضلالت همه‌جا را فراگرفته بود ، هادى و رهنمايت ناميد . - اى امير غدير ! وقتى ترا پيامبر ولىّ قرار داد ، عمر شادباش گفت . - اگر تو مىخواستى ، دست ابو بكر براى خلافت دراز نمىشد و حكومت بعد از او به عمر نمىرسيد . - لكن تو در كارها شكيبا بودى و بر آنان شتاب نكردى ، و حال آنكه تو توانا بودى .