تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
- از هركسى كه به همنشينى او مشرّف شده بود ، ياد خوشبويى و خبر خوش بود . - در آنجا بزرگى بود كه رياست مجلس را داشت و او جوانى سخنور بود همچون قرص ماه . - در آن مجلس از آنچه دربارهء غدير آمده و آنچه از خاتم پيامبران رسيده است ، سخن مىراند . - از آنچه كه ثقات در روايات صحيح نقل كرده‌اند و آنچه كه به عمر اسناد داده شده است . - كه پيامبر در غدير خم بر بالاى منبر از جهاز شتران رفت ، نه به سستى و نه عجز در سخنورى . - هنگامى كه از حجّة الوداع ( آخرين حجّ ) به سوى منزلش « مدينهء طيّبه » بازمىگشت و آن آخرين سفر حضرتش بود . - و فرمود : اى مردم به راستى كه پروردگارم امر خطيرى را بر من وحى فرمود . - كه اگر آنچه را كه بدان مأمور شده‌ام ، ابلاغ نكنم بر شما مردم بيمناك بوده باشم . - و فرمود : اگر آنچه را كه گفته‌ام ابلاغ نكنى ، نام ترا از دفتر و حكم پيامبران محو مىكنم . پس بترس و پند گير . - و اگر از توطئه و مكر ايشان بيمناكى ، من ترا پاس مىدارم . پس خوش باش كه من بهترين يارانم . - على را بر ايشان امير و رهبر قرار بده كه او را از ميان انسانها اختيار كردم . - سپس آيهء تبليغ را برايشان خواند كه مردم شنيدند و ديدند . - و گفت : من به زودى پيك مرگ را اجابت مىكنم و عمر من به پايان مىرسد . - آيا من سزاوارتر از شما به شما نيستم ؟ گفتيم : آرى ، پس بر ما حكم فرما و امر كن به آنچه كه مىدانى . - پس در حالى كه مردم دور او را گرفته بودند ، ما بين شنوندگان و تماشگران ، گفت : - هركس كه من مولاى اويم ، على مولاى اوست ؛ پس از من بايد از او پيروى كند .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 12 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى