- از هركسى كه به همنشينى او مشرّف شده بود ، ياد خوشبويى و خبر خوش بود .
- در آنجا بزرگى بود كه رياست مجلس را داشت و او جوانى سخنور بود همچون قرص ماه .
- در آن مجلس از آنچه دربارهء غدير آمده و آنچه از خاتم پيامبران رسيده است ، سخن مىراند .
- از آنچه كه ثقات در روايات صحيح نقل كردهاند و آنچه كه به عمر اسناد داده شده است .
- كه پيامبر در غدير خم بر بالاى منبر از جهاز شتران رفت ، نه به سستى و نه عجز در سخنورى .
- هنگامى كه از حجّة الوداع ( آخرين حجّ ) به سوى منزلش « مدينهء طيّبه » بازمىگشت و آن آخرين سفر حضرتش بود .
- و فرمود : اى مردم به راستى كه پروردگارم امر خطيرى را بر من وحى فرمود .
- كه اگر آنچه را كه بدان مأمور شدهام ، ابلاغ نكنم بر شما مردم بيمناك بوده باشم .
- و فرمود : اگر آنچه را كه گفتهام ابلاغ نكنى ، نام ترا از دفتر و حكم پيامبران محو مىكنم .
پس بترس و پند گير .
- و اگر از توطئه و مكر ايشان بيمناكى ، من ترا پاس مىدارم . پس خوش باش كه من بهترين يارانم .
- على را بر ايشان امير و رهبر قرار بده كه او را از ميان انسانها اختيار كردم .
- سپس آيهء تبليغ را برايشان خواند كه مردم شنيدند و ديدند .
- و گفت : من به زودى پيك مرگ را اجابت مىكنم و عمر من به پايان مىرسد .
- آيا من سزاوارتر از شما به شما نيستم ؟ گفتيم : آرى ، پس بر ما حكم فرما و امر كن به آنچه كه مىدانى .
- پس در حالى كه مردم دور او را گرفته بودند ، ما بين شنوندگان و تماشگران ، گفت :
- هركس كه من مولاى اويم ، على مولاى اوست ؛ پس از من بايد از او پيروى كند .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 12
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص١٢