تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤

61 - اجتهاد خليفه در سه طلاق

1 - از ابن عبّاس روايت شده است : در زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و ابو بكر و دو ، سه سال از خلافت عمر سه طلاق يك طلاق محسوب مىشد . عمر گفت : به درستى كه مردم گاهى در كارى كه در آن مهلت دارند عجله و شتاب مىكنند اگر ما آن را برايشان امضا كنيم ، پس آن را بر آنها امضا كرد . « 1 » 2 - از طاوس نقل شده است كه ابو الصهباء به ابن عبّاس گفت : آيا مىدانى كه طلاق ثلاث در زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و ابو بكر و سه سال از حكومت عمر يك طلاق قرار داده مىشد ؟ ابن عبّاس گفت : بلى . « 2 » ابو الصهباء به ابن عبّاس گفت : بگو آيا طلاق ثلاث در زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و ابو بكر يك طلاق نبود ؟ گفت : چرا اين‌طور بود . چون در عصر عمر شد مردم در امر طلاق پيگيرى كردند ، عمر آن را برايشان امضا كرد ، يا پس به ايشان اجازه داد . « 3 » صورت ديگر : ابو الصهباء بسيار سؤال مىكرد از ابن عبّاس ، روزى گفت : آيا مىدانى كه مرد هرگاه زنش را سه طلاقه مىكرد پيش از آنكه با او دخول كند آن را يك طلاق قرار مىدادند در زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و ابو بكر و اوايل حكومت عمر ؟ ابن عبّاس گفت : آرى ، در عهد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و اوايل از امارت عمر آن را يكى قرار مىدادند . چون عمر ديد كه مردم در آن پىدرپى نموده‌اند يا پشت‌سرهم طلاق مىدهند ، آن را برايشان اجازه داد . « 4 » 3 - طحاوى از طريق ابن عبّاس نقل كرده است : چون زمان عمر شد گفت : اى مردم ! براى شما در طلاق مهلت بود و به درستى كه كسى كه شتاب كند مهلت خدا را در طلاق ،
هامش
( 1 ) . مسند ، احمد : 1 / 314 ؛ صحيح ، مسلم : 1 / 574 ؛ سنن ، بيهقى : 7 / 336 ؛ المستدرك ، حاكم : 1 / 196 ؛ تفسير ، قرطبى : 3 / 130 ؛ ارشاد السارى : 8 / 117 ؛ الدر المنثور : 1 / 279 . ( 2 ) . صحيح ، مسلم : 1 / 574 ؛ سنن ، ابو داود : 1 / 344 ؛ احكام القرآن ، جصاص : 1 / 459 ؛ سنن ، نسايى : 6 / 145 ؛ سنن ، بيهقى : 7 / 336 ؛ الدرّ المنثور : 1 / 279 . ( 3 ) . صحيح ، مسلم : 1 / 574 ؛ سنن ، بيهقى : 7 / 336 . ( 4 ) . سنن ، ابى داود : 1 / 344 ؛ سنن ، بيهقى : 7 / 339 ؛ تيسير الوصول : 2 / 162 ؛ الدر المنثور : 1 / 279 .