حاكم ، اين حديث را آورده « 1 » و ذهبى در تلخيص خود گفته است : اين خبر ساختگى است و در اسنادش دروغگو و كذابى وجود دارد .
شايد منظورش فضل بن جبير ورّاق باشد كه عقيلى دربارهاش گفته است : از حديثش پيروى نمىشود .
41 - ابراهيم بن حجاج بن منبه سهمى ، از پدرش ، از جدش ، از رسول خدا آورده است : هر كه را ديديد كه ابو بكر و عمر را به بدى ياد مىكند ، بدانيد كه به اسلام بد مىگويد .
ذهبى در ميزان الاعتدال در شرح حال ابراهيم گفته است : قطعا اين حديث نادرست است و ابراهيم مجهول و گمنام است . كسى جز احمد بن ابراهيم كريزى از او روايت نكرده و ابن عبد البر و ديگران حجاج بن منبه را در زمرهء صحابه ذكر نكردهاند .
اين مرد و پدر و جدش از رجال غيبند و در عالم وضع و جعل از خانوادهاى پديد آمدهاند كه كسى نمىداند در كجا زندگى مىكردهاند . پس اگر ذهبى اينان را نمىشناسد ، ايرادى بر او نيست .
42 - از انس به طور مرفوع آمده كه پيامبر فرمود : من ابو بكر و عمر را مقدم نكردم ، بلكه خداوند آنها را مقدم داشت و بر آنها منت گذاشت . پس اطاعتشان كنيد و از آنها پيروى نماييد ، و هركس براى آنها بدى بخواهد ، بدى مرا و اسلام را خواسته است .
ذهبى در شرح حال حسن بن ابراهيم فقيمى واسطى ، آن را آورده و گفته است : اين حديث باطل و رجالش جز حسن كه او را نمىشناسم ، مورد اعتمادند .
43 - از ابو هريره به طور مرفوع آمده كه پيامبر فرمود : خداوند مرا از نورش آفريد و ابو بكر را از نور من و عمر را از نور ابو بكر و عثمان را از نور عمر آفريد و عمر چراغ اهل بهشت است .
ذهبى در ميزان الاعتدال در شرح حال احمد بن يوسف منبجى گفته است : اين خبر دروغ است . ابو نعيم گفته است : اين خبر باطل و مخالف با كتاب خداست ، تا آنجا كه
هامش
( 1 ) . ر ك : المستدرك : 3 / 84 .