تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
توثيق كرده و گفته‌اند : حديثش نوشته شود و ابن عدى گفته است : او در زمرهء كسانى است كه حديثش قابل گردآورى است ، گر چه اندك است و مانعى در روايت‌كردن از او نمىبينم ، در صورتى كه او از سران « مرجئه » و دشمن على است . « 1 » آرى چنين كسانى را توثيق مىكنند و روايت‌كردن از آنها را جايز مىشمرند ، اما افراد زير را از ثقه و مورد اعتماد بودن ساقط مىدانند : احمد بن حنبل وقتى كه شنيد عبيد اللّه بن موسى عبسى نسبت به معاويه بدگويى مىكند ، روايت‌كردن از او را ترك كرد و نماينده‌اى نزد يحيى بن معين فرستاد و به او پيغام داد كه برادرت ابو عبد اللّه احمد بن حنبل به تو سلام مىفرستد و مىگويد : از عبيد اللّه حديث زياد نقل مىشود ، در صورتى كه من و شما از او مىشنويم كه به معاويه بد مىگويد ؛ از اين رو ، من ديگر از او حديث نقل نمىكنم . يحيى بن معين به قاصد گفت : به ابو عبد اللّه سلام برسان و به او بگو : من و شما از عبد الرزاق شنيديم كه به عثمان بن عفان بد مىگفت ، آيا حديث‌كردن از او را ترك كنم ؟ با آنكه عثمان از معاويه بالاتر است . « 2 » آرى ، شعبه روايت‌كردن از منهال بن عمر اسدى كوفى را ، هنگامى كه از خانه‌اش صداى آواز خوانى را شنيد ، ترك كرد ، چنان كه ابن ابى حاتم گفته است . « 3 » آرى ، يزيد بن هارون گفته است : روايت‌كردن از ابو يوسف به خاطر آنكه اموال يتيمان را به مضاربه مىدهد و سودش را براى خودش برمىدارد ، جايز نيست . « 4 » آرى ، بخارى روايت‌كردن از امام صادق را ترك كرد و يحيى بن سعيد گفته است كه در نفسم از او چيزى است ، گرچه او دروغگو نبوده است « 5 » ، ولى شافعى و ابن معين و ابن ابى خيثمه و ابو حاتم و ابن عدى و ابن حبّان و نسائى و ديگران او را توثيق كرده‌اند . آرى ، ابو حاتم بن حبّان بستى گفته است كه على بن موسى الرضا از پدرش مطالب
هامش
( 1 ) . تاريخ الشام : 5 / 53 . ( 2 ) . تاريخ بغداد : 14 / 427 . ( 3 ) . خلاصة التهذيب 332 . ( 4 ) . تاريخ بغداد : 14 / 258 . ( 5 ) . تهذيب التهذيب : 2 / 103 .