نسبت به موسى هستى ، درست است ، اما شنونده خطا كرده است . گفتم : چطور ؟ گفت :
بيان رسول خدا چنين بوده است : تو نسبت به من به منزلهء قارون نسبت به موسى هستى .
گفتم : از چه كسى چنين روايت مىكنى ؟ گفت : از وليد بن عبد الملك شنيدم كه آن را روى منبر چنين روايت مىكرد . « 1 » بخارى و ابو داود و ترمذى و ديگران به حديث چنين شخصى احتجاج كردهاند و محب الدين طبرى گفته است كه او ثقه و مورد اعتماد است ، و ليكن على را دشمن داشته ، خدا دشمنش باد . « 2 »
11 - ازهر بن عبد اللّه حمصى ، على را دشنام مىداد و با اين حال ، عجلى او را توثيق نموده است . او از رجال حديث ابو داود و ترمذى و نسائى است . « 3 »
12 - عبد الرحمن بن ابراهيم ، مشهور به دحيم شامى ، همان كسى است كه گفت : اگر كسى بگويد كه « فئهء باغية » اهل شامند ، او زنازاده است . با اين حال ، بخارى و ديگران از او روايت كردهاند و او به عنوان ثقة و حجت معرفى شده است .
13 - حافظ عبد المغيث حنبلى ، كتابى در فضايل يزيد بن معاويه نوشته و در آن مطالب ساختگى زيادى آورده است ، و حال آنكه از چنين شخصى به پارسايى و ثقة و ديندارى و راستگويى و امانت و شايستگى و اجتهاد ياد شده است .
14 - حافظ زيد بن حباب . ابن معين گفته است : او ثقة است ، ولى حديث ثورى را دگرگون مىكرده است . « 4 »
15 - خلف بن هشام كه شراب مىخورده ، احمد امام حنبليان او را توثيق كرده است .
وقتى كه به او اعتراض شد كه چرا آدم شراب خوار را توثيق مىكنى ؟ در جواب گفت : اين علم از ناحيهء او به ما رسيده است و او به خدا قسم ، در نزد ما ثقه و امين است ، چه شراب بنوشد يا ننوشد . « 5 »
16 - خالد بن مسلمة بن عاص ، ابو سلمهء قرشى كه امام احمد و يحيى بن معين او را
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن عساكر : 4 / 115 ؛ تاريخ بغداد : 8 / 268 .
( 2 ) . الرياض النضرة : 2 / 216 .
( 3 ) . تهذيب التهذيب : 1 / 204 .
( 4 ) . خلاصة التهذيب : 108 .
( 5 ) . تاريخ بغداد : 8 / 326 .