686 - ابن شوكر . وى با سند حديث مىساخته است . « 1 »
687 - ابن الصقر ، كذاب بوده و احاديث را مىدزديده و تركيب مىكرده و به نام شيوخ قالب مىزده است . « 2 »
688 - ابو بكر بن عثمان ، كذاب بوده و داراى احاديث دروغين است . « 3 »
689 - ابو جابر بياضى ، كذاب بوده است . « 4 »
690 - ابو الحسن بن نوفل راعى ، كذاب بوده است . « 5 »
691 - ابو حيان توحيدى ، صاحب تصنيفات زياد است و على بن محمد بن عباس نام دارد . مهلبى وزير ، او را به خاطر سوء عقيده و نظرات مخصوص فلسفىاش تبعيد كرد و وى تا حدود سال چهار صد هجرى در بلاد فارس بوده است . ابن مالى در كتاب الفريدة گفته است : ابو حيان كذاب و سست دين و ناپرهيزكار بوده و در بهتان زدن تجاهر مىكرده و متعرض امور مهمى از قبيل عيب گرفتن از شريعت و سخن گفتن در تعطيل آن شده است . ابن جوزى و ذهبى گفتهاند كه او زنديق است .
جعفر بن يحيى حكاك گفته است : ابو نصر سجزى برايم نقل كرده كه او از ابو سعيد مالينى شنيده است كه مىگفت : رسالهء منسوب به ابو بكر و عمر را در مخالفت با على با ابو عبيده براى ابو حيان قرائت كردم و او گفت : اين رساله را من به عنوان رد بر شيعه نوشتهام و سبب اين بوده كه آنها در مجلس يك از وزرا ، يعنى ابن عميد حاضر مىشدند و دربارهء على غلو مىكردند ؛ از اين رو ، اين رساله را نوشتم . بنابراين ، او اعتراف به وضع كرده است .
ابن حجر گفته است : به خط قاضى عز الدين بن جماعه خواندم كه او از ابن علاج نقل كرده كه گفت : بر گفتار يكى از دانشمندان دربارهء اين رساله آگاهى يافتم كه خلاصهء آن چنين است : همواره ابو حيان على بن محمد توحيدى را در زمرهء اهل فضل و موصوف به
هامش
( 1 ) . تاريخ بغداد : 11 / 152 .
( 2 ) . همان : 2 / 219 .
( 3 ) . لسان الميزان : 6 / 349 .
( 4 ) . المحلى : 4 / 217 .
( 5 ) . لسان الميزان : 6 / 364 .