تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
558 - محمد بن عبد الواحد ، ابو عمر زاهد ، غلام ثعلب ( م 345 ) . خطيب درباره‌اش گفته است : او چنان بود كه اگر مرغى مىپريد ، مىگفت : ثعلب از ابن اعرابى براى ما حديث كرده ، آنگاه چيزى در اين‌باره مىگفت . اما از لحاظ حديث ، جميع شيوخ خود را ديديم كه حديث او را توثيق و تصديق مىكردند و رئيس الرؤساء به من گفت : بسيارى از احاديث ابو عمر را كه مورد استنكار قرار گرفته و در كتب اهل علم دروغ شمرده شده است ، ديده‌ام . او را كتابى است به نام غرائب الحديث كه آن را بر اساس مسند احمد نوشته و چه نيكو نوشته است . همو داراى جزوه‌اى است كه در آن جميع احاديثى را كه در فضايل معاويه روايت شده ، گرد آورده است . وى به هنگام خواندن احاديث براى اشراف و كتّاب ، ابتدا با اين جزوه شروع مىكرده و هيچ‌يك از آنان را از استماع اين احاديث ، بىنصيب نمىگذاشته است . ابن نجار گفته است كه ابو عمر زاهد جزوه‌اى در فضايل معاويه تهيه كرده كه اكثر مطالبش نادرست و ساختگى است . « 1 » ابن نجار در ابراز نظرش راه انصاف را نپيموده ، بلكه درست همان است كه فيروزآبادى در سفر السعادة و عجلونى در كشف الخفاء آورده‌اند كه هيچ حديث صحيحى در فضيلت معاويه نيامده است . از اين جزوهء ابو عمر خوانندهء محترم ارزش گفتار خطيب را كه گفته است : اما از لحاظ حديث ديديم . . . ، درمىيابد كه چگونه شيوخ مردى را كه چنين جزوه‌اى را دربارهء فضايل معاويه تهيه كرده است ، توثيق و تصديق مىكنند ؟ 559 - ابو الحسن ، محمد بن عثمان بن حسن قاضى نصيبى ( م 406 ) . وى ساكن بغداد و كذاب بوده و دربارهء شيعه مطالب نادرستى را روايت و احاديث ناروايى را جعل كرده است . ابو الفتح مصرى گفته است كه من در بغداد ، براى كسانى كه گفته مىشد دروغگو هستند چيزى ننوشتم ، جز براى چهار نفر كه يكى از آنها نصيبى بوده است . ابو عبد اللّه صيمرى گفته است كه او در روايت ضعيف و در شهادت عادل بوده است . « 2 »
هامش
( 1 ) . تاريخ بغداد : 2 / 357 ؛ لسان الميزان : 5 / 268 . شرح حال او به روايت محمد بن يحيى عنزى در جلد سوم ميزان الاعتدال آمده است . ( 2 ) . تاريخ بغداد : 3 / 52 ؛ لسان الميزان : 5 / 281 .