حديثش را دور انداخته است و ابن عدى نيز گويد : اخبارى كه وى روايت كرده ، هرگز مورد توجه قرار نگرفته است . « 1 »
465 - كثير بن مروان ، ابو محمد شامى ، كذاب و غير قابلاعتماد بوده و چون در حديثش دروغ مىگفته است ، به آن نمىتوان احتجاج كرد . « 2 »
466 - كلثوم بن جوشن قشيرى ، از ثقات و افراد مورد اعتماد ، مطالب نادرست روايت مىكرده كه به آنها احتجاج نمىتوان كرد . « 3 »
حرف لام
467 - لاحق بن حسين ، ابو عمرو ( بن عمر ) مقدسى ( م 384 ) .
ادريسى دربارهاش گفته است كه او كذاب و تهمت زننده بوده و از ناحيهء ثقات حديث مىساخته و روايات مرسل را مسند مىكرده و از كسانى كه چيزى از آنها نشنيده بوده ، حديث مىكرده است . وى نسخههايى براى افرادى كه در زمرهء راويان حديث نبودهاند ساخته است ، مثل : طرغال و طربال و كركدن و شعبوب و امثال اينها . ما در عصر خودمان كسى را مانند او در كذب و وقاحت و قلّت درايت نديدهايم . وى نيز به خط خود بيش از پنجاه جزء از حديثش را برايم نوشته است و البته ، يادداشت بردارى از احاديثش براى اين بوده كه ميزان رواياتى را كه وضع كرده و مراسيل و مقطوعاتى را كه مسند نموده است ، بدانم . با اين حال ، ديديم كه بعد از جدايى ما از او و خارج شدنش از سمرقند ، باز به وضع حديث پرداخته است . « 4 »
هامش
( 1 ) . ميزان الاعتدال : 2 / 354 ؛ اسنى المطالب 17 ؛ اللئالى المصنوعة : 1 / 49 .
( 2 ) . تاريخ بغداد : 12 / 482 ؛ ميزان الاعتدال : 2 / 356 ؛ لسان الميزان : 4 / 484 و 6 / 433 ؛ اسنى المطالب 156 .
( 3 ) . تهذيب التهذيب : 8 / 443 ؛ ميزان الاعتدال : 2 / 357 .
( 4 ) . تاريخ بغداد : 2 / 244 و 14 / 100 ؛ كشف الخفاء : 1 / 235 ؛ اللئالى المصنوعة : 1 / 59 و 2 / 160 .