تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
آنهاست و از طريق همين كتاب ، مردم به اختلاف دچار شدند . « 1 » 444 - عيسى بن يزيد ، ابن داب ليثى مدينى ، كذاب و حديث ساز در مدينه بوده و ابن مناذر درباره‌اش چنين گفته است : - هركس بخواهد از وصيت‌ها پيروى كند ، بداند كه نزد من وصايايى براى پيران و جوانان است . - از مالك و ابن عوف روايت كنيد ، اما احاديث ابن داب را روايت نكنيد . - افراد هلاك شونده از احاديث دروغ رستگارى مىجويند . - آرى ، به دنبال آنها رفتن همانند دنبال سراب رفتن بىنتيجه و مايهء سرگردانى است . « 2 »

حرف غين

445 - غنيم ( غنم ) بن سالم ، از دروغگويان معروف است و ثقه و امين نيست . ابن حبان گفته است كه او چيزهاى عجيب و ساختگى زياد روايت كرده است كه دوست ندارم آنها را نقل كنم ، تا چه رسد احتجاج به آنها . ابن حجر هم گفته است كه او را از انس نسخه‌اى ساختگى است . « 3 » 446 - غياث بن ابراهيم نخعى كوفى ، كذاب و خبيث و حديث ساز است . « 4 »

حرف فاء

447 - فضل بن احمد لؤلؤى . ابو الشيخ گفته است : او از قول اسماعيل بن عمرو احاديث زيادى را مىساخته و روايت مىكرده است و از اين‌رو ، ابو اسحاق و ابو احمد و مشايخ ما بر ترك حديثش اتفاق
هامش
( 1 ) . همان : 4 / 402 . ( 2 ) . تاريخ بغداد : 11 / 152 ؛ ميزان الاعتدال : 2 / 319 . ( 3 ) . ميزان الاعتدال : 2 / 323 ؛ لسان الميزان : 4 / 421 ؛ تذكرة الموضوعات 88 ، 94 . ( 4 ) . تاريخ بغداد : 12 / 326 ؛ نصب الراية : 4 / 239 ؛ ميزان الاعتدال : 2 / 323 ؛ اسنى المطالب 50 ؛ اللئالى المصنوعة : 2 / 116 ، 123 .