آنهاست و از طريق همين كتاب ، مردم به اختلاف دچار شدند . « 1 »
444 - عيسى بن يزيد ، ابن داب ليثى مدينى ، كذاب و حديث ساز در مدينه بوده و ابن مناذر دربارهاش چنين گفته است :
- هركس بخواهد از وصيتها پيروى كند ، بداند كه نزد من وصايايى براى پيران و جوانان است .
- از مالك و ابن عوف روايت كنيد ، اما احاديث ابن داب را روايت نكنيد .
- افراد هلاك شونده از احاديث دروغ رستگارى مىجويند .
- آرى ، به دنبال آنها رفتن همانند دنبال سراب رفتن بىنتيجه و مايهء سرگردانى است . « 2 »
حرف غين
445 - غنيم ( غنم ) بن سالم ، از دروغگويان معروف است و ثقه و امين نيست . ابن حبان گفته است كه او چيزهاى عجيب و ساختگى زياد روايت كرده است كه دوست ندارم آنها را نقل كنم ، تا چه رسد احتجاج به آنها . ابن حجر هم گفته است كه او را از انس نسخهاى ساختگى است . « 3 »
446 - غياث بن ابراهيم نخعى كوفى ، كذاب و خبيث و حديث ساز است . « 4 »
حرف فاء
447 - فضل بن احمد لؤلؤى .
ابو الشيخ گفته است : او از قول اسماعيل بن عمرو احاديث زيادى را مىساخته و روايت مىكرده است و از اينرو ، ابو اسحاق و ابو احمد و مشايخ ما بر ترك حديثش اتفاق
هامش
( 1 ) . همان : 4 / 402 .
( 2 ) . تاريخ بغداد : 11 / 152 ؛ ميزان الاعتدال : 2 / 319 .
( 3 ) . ميزان الاعتدال : 2 / 323 ؛ لسان الميزان : 4 / 421 ؛ تذكرة الموضوعات 88 ، 94 .
( 4 ) . تاريخ بغداد : 12 / 326 ؛ نصب الراية : 4 / 239 ؛ ميزان الاعتدال : 2 / 323 ؛ اسنى المطالب 50 ؛ اللئالى المصنوعة : 2 / 116 ، 123 .