486 - محمد بن احمد بن محروم ، ابو الحسين مصرى ( م 330 ) دروغ مىگفته است . « 1 »
487 - محمد بن احمد نحاس عطار ، شيخ متأخر و كذاب است . « 2 »
488 - محمد بن احمد بن هارون ، ابو بكر زيوندى شافعى ( م 355 ) .
وى استاد ابو عبد اللّه حاكم و متهم به حديث سازى است . حاكم گفته است كه احاديث ساختگى فراوانى از افراد ناشناسى همچون ابو الملوك حجازى و احمد بن عمر زنجانى بر من عرضه داشت . بر حسب اتفاق روزى بر ابو محمد ، عبد اللّه بن احمد ثقفى مزكى وارد شدم ، او حديثى به اسنادى نادرست از حجاج بن يوسف بر من عرضه داشت كه گفت : شنيدم كه ابن جندب از رسول خدا آورده است : هر كس كه خدا برايش خير بخواهد ، او را فقيه در دين مىكند . گفتم : اين باطل است ، چون تو از فرزندان حجاج هستى و ابو بكر شافعى براى خوشايندت اين حديث را ساخته است . حاكم مىگويد :
دوباره در جايى با هم اجتماع كرديم ، به من گفت : آمدهام تا حديثم را بر تو عرضه بدارم ، گفتم : از ابو الملوك و احمد بن عمر چيزى نگو كه به نظرم هنوز خدا آنها را نيافريده است . او گفت : به خدا قسم كه آنها سرمايهام هستند . آنگاه به او گفتم : كه اصلت را برايم آشكار كن و ديگر در اينباره با من سخن مگو ، اما گويا به او گفته بودم كه بر سخنى كه آغاز كردهاى بيفزاى و او هم بر آن افزود . « 3 »
489 - محمد بن اسحاق ، ابو بكر مدينى ( م 150 ) صاحب سيرهء مشهور .
هشام بن عروه گفته است كه او خبيث و دشمن خدا و دروغگوست و مالك پيشواى مالكىها گفته است كه او كذاب و ناباب است . « 4 »
490 - محمد بن اسحاق بلخى ( م 244 ) يكى از حفاظ بوده ، ولى دروغ مىگفته و از پيش خود احاديث نادرست مىساخته و براى كلمات ، سند درست مىكرده است . « 5 »
هامش
- ديگرى نيز همانندش ، منتها در اين ، عبد الجبار به جاى هاشم آمده است و فكر مىكنم كه هردو يكى باشند .
( 1 ) . لسان الميزان : 5 / 55 .
( 2 ) . ميزان الاعتدال : 3 / 19 .
( 3 ) . لسان الميزان : 5 / 43 .
( 4 ) . تاريخ بغداد : 1 / 222 ، 223 .
( 5 ) . همان : 10 / 90 ؛ المنتظم : 5 / 148 ؛ ميزان الاعتدال : 3 / 24 .