خدا و مشهور به ناصبى بوده و نسبت به على و اهل بيت عليهم السّلام جسارت مىكرده است .
گفته شده كه وى پدرش را به جهت اينكه او را على نام نهاده بود ، لعن مىكرده است .
بحترى او را كه منسوب به بنى سامة بن لؤى بوده و در نسبتش به قريش ترديد است ، با اين شعر هجو كرده است :
- هنگامى كه قريش على را يافت ، تو در قافله و قوم نبودى .
- پس براى چه مجتهدى چون على را با دروغ بافى و گفتار نادرست هجو كردهاى ؟ « 1 »
اين گفتارى مختصر در شرح حال اين مرد بود ، حال سخن ابن كثير را بشنو كه دربارهء او مىگويد : ابن جهم يكى از شعراى مشهور و ديندار و معتبر است ، اگر چه نسبت به على بن ابى طالب ، رضى اللّه عنه ، توهين كرده و عدالت را در حقش روا نداشته است . « 2 »
گويا توهينش نسبت به على ، او را از دينداران صاحب اعتبار در نزد ابن كثير قرار داده است . آرى ، ابن كثير بايد چنين باشد و پايان راه همه به خداست .
384 - ابو الحسين ، على بن حسن بن جعفر ، معروف به ابن كرينب محزمى ( م 376 ) .
وى در ضبط متون از همه حافظتر بود ، منتها كذاب بوده و چيزهاى ناشنيده را ادعا مىكرده و حديث مىساخته است . « 3 »
385 - على بن حسن بن صقر صائغ بغدادى ، كذاب است و به نام شيوخ حديث مىساخته و دزدى حديث مىكرده است . « 4 »
386 - على بن حسن بن يعمر شامى مصرى . وى دروغ مىگفته و از ثقات ، مانند مالك و ثورى و ابن ابى ذئب و ديگران مطالب نادرست روايت مىكرده است . « 5 »
387 - على بن حسن رصافى . وى حديث مىساخته و بر خدا افترا مىبسته است . « 6 »
388 - على بن ظبيان عبسى ، قاضى بغداد ( م 192 ) ، متروك الحديث و كذاب و خبيث
هامش
( 1 ) . لسان الميزان : 4 / 210 .
( 2 ) . البداية و النهاية : 11 / 4 .
( 3 ) . تاريخ بغداد : 11 / 386 ؛ لسان الميزان : 4 / 215 .
( 4 ) . ميزان الاعتدال : 2 / 222 .
( 5 ) . لسان الميزان : 4 / 213 .
( 6 ) . ميزان الاعتدال : 2 / 223 .