تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
عبد الواحد بن غياث و شاذكونى احاديث موضوعه را روايت كرده است . نقاش نيز نظير اين سخن را گفته است . « 1 »

حرف خاء

206 - خارجة بن مصعب ، ابو الحجاج ضبعى خراسانى سرخسى ( م 168 ) ، كذاب است و مورد اعتماد نيست . مردم از حديثش پرهيز مىكردند و از اين‌رو ، آن را ترك نمودند . ابو معمر هذلى گفته است : از آنجا حديث خارجه متروك شد كه اصحاب رأى به مسائلى از ابو حنيفه توجه خاص نمودند و براى آنها سندهايى از يزيد بن ابى زياد ، از مجاهد ، از ابن عباس ساختند و آنها را در كتب خود قرار دادند و خارجه آنها را حديث مىكرده است . « 2 » 207 - خالد بن آدم ، كذاب است . « 3 » 208 - خالد بن اسماعيل ، ابو الوليد مخزومى مدنى ، متروك الحديث است و به حديثش احتجاج نمىشود كرد و او به نام ثقات ، حديث مىساخته است . « 4 » 209 - خالد بن عبد الرحمن العيد ، كذابى حديث ساز و حديث دزد است . « 5 » 210 - خالد بن عبد الملك بن حارث بن حكم بن ابى العاص ، كذاب است . او از ناحيهء هشام در سال 113 ادارهء ولايت مدينه را به عهده گرفت و هفت سال در آن سمت باقى ماند و روى منبر رسول خدا به على بن ابى طالب ، كرم اللّه وجهه ، جسارت مىكرد و مىگفت : البته ، خدا داناتر است ؛ رسول خدا على را به كار گمارد ، در حالى كه مىدانست او چنين و چنان است ، ليكن فاطمه با او در اين‌باره سخن گفت . « 6 »
هامش
( 1 ) . لسان الميزان : 2 / 366 . ( 2 ) . تاريخ الشام : 5 / 26 . ( 3 ) . مجمع الزوائد : 2 / 164 . ( 4 ) . ميزان الاعتدال : 1 / 294 ؛ اللئالى المصنوعة : 2 / 3 ، 8 . ( 5 ) . ميزان الاعتدال : 1 / 297 . ( 6 ) . تاريخ الشام : 5 / 82 .