روشن فرمايد كه من در طول سى سال هيچگاه به او متوسل نشدم ، مگر آنكه حاجتم بر آورده شد . آنگاه پدرم دعا كرد و من آمين گفتم و آسمان چنان روشن شد كه گويا شبى مهتابى است و سرانجام توانستيم به مقصد برسيم . « 1 »
همو از ابو الحسن تميمى ، از پدرش ، از جدش نقل كرده كه او بر جنازهء احمد بن حنبل حاضر شد و گفت : مدت يك هفته توقف كردم به اميد اينكه بتوانم در آن انبوه جمعيت بدان برسم ، اما پس از يك هفته خود را به قبرش رساندم . « 2 »
وى نيز گفته است : در اوايل جمادى الآخر سال 574 ه خليفه تصميم گرفت كه لوحى بر روى قبر امام احمد بن حنبل نصب نمايد . لوح كه آماده شد ، روى قبر را خراب كردند و با آجر بناى تازهاى به وجود آوردند و براى آن ، دو طرف قرار دادند و لوح جديد را نصب كردند كه بالاى آن چنين نوشته شده بود : اين چيزى است كه به دستور سيد و مولايمان ، امير المؤمنين مستضىء بامر اللّه ساخته شده است ، و در وسط آن چنين نوشته شده بود : اين قبر تاج سنت ، جدّ امت ، مرد بلند همت ، عالم عابد ، فقيه زاهد ، امام ابو عبد اللّه احمد بن محمد بن حنبل شيبانى ، خدايش رحمت كناد ، است . تاريخ وفاتش نوشته شده و آية الكرسى گرداگرد آن را فرا گرفته بود .
من دعوت شدم كه در مسجد منصور جلوس كرده سخنرانى نمايم . روز دوشنبه شانزدهم جمادى الآخر سخنرانى كردم و شب را جمع زيادى در مسجد بيتوته كردند و قرآن خواندند و صبح همان شب در حدود صد هزار نفر براى شركت در آن مجلس جمع شدند و مردم زيادى توبه كردند و از حال رفتند ، آنگاه از منبر پايين آمدم و به زيارت قبر احمد رفتم ، در حالى كه حدود پنجاه هزار نفر با من بودند . « 3 »
ابن بطوطه مىنويسد : قبرش قبهاى ندارد و گفتهاند كه روى قبرش بارها قبه ساخته شده ، ولى به قدرت خدا خراب گرديده است و قبرش در نزد مردم بغداد محترم است . « 4 »
هامش
( 1 ) . مناقب احمد 297 .
( 2 ) . همان 418 .
( 3 ) . المنتظم : 10 / 283 .
( 4 ) . رحلة ابن بطوطة : 1 / 142 .