ابو المظفر ، سبط ابن جوزى گويد : از مشايخم در بغداد شنيدم كه حكايت مىكردند كه عون الدين گفته است : سبب علاقهء شديدم به مزار معروف اين است كه هرچه در دستم بود از بين رفت ، تا جايى كه براى قوت شب معطل ماندم و يكى از اعضاى خانوادهام به من توصيه كرد كه كنار قبر معروف كرخى ، رضى اللّه عنه ، بروم و در آنجا رفع گرفتارىام را از خدا بخواهم ، زيرا دعا در آنجا مستجاب خواهد شد . من هم كنار قبر معروف رفتم و در آنجا نماز خواندم و دعا كردم ، آنگاه به بغداد مراجعت كردم . « 1 »
در طبقات شعرانى آمده است كه به وسيلهء قبر معروف طلب باران مىشده و قبرش آشكار و زيارتگاه مردم در هرشبانه روز است . « 2 »
18 - عبيد اللّه بن محمد بن عمر بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب .
خطيب بغدادى گفته است : در « باب بردان » جماعتى از اهل فضل مدفونند و در نمازگاه عيد قبرى است كه معروف به قبر نذرهاست و گويند : كسى كه در آنجا مدفون است ، مردى از فرزندان على بن ابى طالب ، رضى اللّه عنه ، است كه مردم به زيارتش تبرك مىجويند و قضاى حوايجشان را به وسيلهء او مىخواهند .
قاضى ابو القاسم على بن محسن تنوخى از پدرش برايم نقل كرد كه گفت : در حضور عضد الدوله نشسته بودم و خيمهء ما نزديك نمازگاه عيد در ناحيهء شرقى مدينة السّلام بود ، تصميم داشتم كه با او در نخستين روز رسيدن لشكر ، به سوى همدان حركت كنيم كه چشم او به ساختمان قبر نذرها افتاد و به من گفت : اين بنا چيست ؟ گفتم : اين مشهد نذرهاست و نگفتم : قبر نذرهاست ، چون فكر مىكردم كه در اين موقعيت ، فال بد زند . از تعبيرم خوشش آمد و گفت : مىدانم كه آن قبر نذرهاست ، منظورم تفصيل بيشتر بوده است . گفتم : مىگويند كه آن قبر عبيد اللّه بن محمد بن عمر بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب است و بعضى ديگر مىگويند كه آن قبر عبيد اللّه بن محمد بن عمر بن على بن ابى طالب است كه يكى از خلفا تصميم گرفت او را مخفيانه بكشد ؛ از اين رو ، چاهى سر راهش كند و او را در حالى كه بىخبر بود ، از روى آن عبور داد و او در داخل آن سقوط
هامش
( 1 ) . مرآة الزمان 396 .
( 2 ) . لوامع الانوار فى طبقات الاخيار : 1 / 61 .