- همهء ياران پيامبر جز على و آل نجيبش ، بعد از زهد و بىعلاقگى به دنيا ، به سوى ملك و مال رو آوردند و بعد از رسول خدا داراى مقامات ادارى و اجتماعى شدند .
- در صورتى كه همهء آنها زاهد و پرهيزكار بودند و در سخنرانىهايشان مردم را به زهد و پرهيزكارى تشجيع مىنمودند .
پس از اين مكاتبه ، آن قسمت از اشعارش كه مربوط به صحابه و تابعان پيغمبر بوده ، مورد انتقاد سخت انتقادكنندگان قرار گرفت و اشعارى در ردّ او سرودند ، تا جايى كه گروهى به اين جهت كه او توهين به ياران پيغمبر نموده و آنها را به بىمبالاتى در دين نسبت داده است ، از فقهاى زمان ، عليه او درخواست فتوا كردند و آنان نيز طبق خواستهء بدخواهان عليه او فتوا دادند .
ابن ابى الحديد مىگويد : از يكى از عقلاى شيوخ اهل كوفه كه مورد اعتماد من است ، دربارهء مطلبى كه خطيب ابو بكر نوشته مبنى بر اينكه بعضى مىگويند : اين قبرى كه در ناحيهء غرى مورد زيارت شيعه است ، همان قبر مغيرة بن شعبه است « 1 » ، سؤال كردم و او جواب داد : آنان اشتباه مىكنند ، زيرا قبر مغيره و زياد در ثويّه واقع در اطراف كوفه است و ما از ديرباز ، به وسيلهء پدران و نياكانمان آن قبرها را مىشناختيم و از مدفن آنها باخبر بوديم ، آنگاه شعرى را كه در سوك زياد سروده شده و ابو تمام آن را در حماسهاش آورده بود ، برايم خواند كه ترجمهء قسمتى از آن اشعار اين است :
- درود خدا بر قبر پاكيزهاى كه در ثويّه قرار دارد و باد خاك را روى آن مىريزد .
- قريش جنازهء بزرگش را در آن دفن كرد و اكنون حلم وجود در آن مدفون است .
- آيا تنها با مرگ مغيره دنيا به ناله درآمده است ؟ هركه دنيا فريبش دهد ، او فريب خورده است .
ابن ابى الحديد مىگويد : از قطب الدين ابو عبد اللّه حسين اقساسى ، نقيب آل ابى طالب كه خداى رحمتش كند ، نيز از اين موضوع سؤال كردم ، او در جواب گفت : كسى كه جريان را به شما گفته ، راست گفته است ؛ ما و همهء مردم كوفه مىدانيم كه محل قبور
هامش
( 1 ) . تاريخ بغداد : 1 / 138 .