تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
و ابن تيميه با استفاده از آيات و روايات زيادى كه دربارهء مشركان وارد شده ، براى آن استدلال كرده است ، ولى صغراى آن با عبارت « هرندايى براى مرده يا غايب ، يا طواف دور قبر و مسح‌كردن آن و يا ذبح حيوان و نذر براى صاحب قبر عبادت غير خداست » ، دروغ است و ابن تيميه با استناد به آيات و احاديث صحيحى كه معنى آنها را نفهميده ، يا عمدا آنها را تأويل كرده ، براى اين عقيدهء نادرستش استدلال نموده است . همو از اين قياس فاسد كه صغرايش غلط است ، نتيجهء نادرست و باطلى گرفته كه عبارت است از : همهء مسلمانان جز او و اتباعش مشرك و كافرند . سرور اهل تحقيق و تاج اهل تدقيق ، امام ابو عبد اللّه محمد بن عبد المجيد فاسى ( م 1229 ) كتابى فشرده دربارهء رد اين مذهب از نظر اصول و منطق نگاشته و آن را ، چنان كه شايسته بوده ، مورد بررسى و تحقيق قرار داده است . آنگاه مىگويد : اين مرد حتى بر رسول خدا تعدى و جسارت كرده و گفته است : مسافرت براى زيارتش معصيت است و كسى كه او را بعد از مرگ ندا كند و به يارى طلبد ، مشرك است . او گاهى آن را شرك كوچك و گاهى شرك بزرگ خوانده است ، اگر چه يارى جوينده دلش مملو از اين حقيقت باشد كه خالق و مؤثرى جز خدا نيست و از پيامبر كه حاجت و يارى خواسته مىشود ، به اين جهت است كه خدا او را سرچشمه هرخير و مقبول الشفاعه و مستجاب الدعوه قرار داده است ، چنان كه همهء مسلمان‌ها در جميع اعصار دربارهء او چنين عقيده‌اى داشته‌اند . « 1 » جمال الدين عبد اللّه بن محمد انصارى محدث گفته است : با شيخ تاج الدين فاكهانى « 2 » به دمشق رفتيم ، او تصميم گرفت نعلين رسول خدا را كه در دار الحديث اشرفيه بود ، زيارت كند . من با او بودم و ديدم كه وقتى چشمش به نعلين مبارك افتاد ، خم شد و آن را مىبوسيد و صورتش را بر آن مىماليد و در حالى كه اشكش جارى بود ، مىخواند :
هامش
( 1 ) . فرقان القرآن 133 . ( 2 ) . فقيه مالكى متبحر در اصول و فقه و ادب كه داراى تأليفات عالى است و در سال 734 ه فوت كرده است .