- رواق مهمانخانهات بزمگه مهمانان بود ، اينك در و ديوارش وحشتآفرين است .
- عيد فطر ، از آن روز كه عظمت شما قربانى شد ، از گردش روزگار گلهها دارد .
- ديگر از سالى دو دست جامه خبر نباشد ، نو كهنه شد و كهنهها پوسيد .
- مراسم شادباشى كه در روز خليج انجام مىگرفت ، شكوه و جلالتان بر اشتران بار مىشد .
- سالگرد هرسال ، عيد فطر واضحى ، چه داد و دهشهاى وافر كه از شما بر سر همگان نباريد .
- بساط زمين در عيد غدير رقصان بود ، چونان كه نيزههاى آبدار تابدار در دست نگهبانان مىرقصيد .
- خيل تكاور با ساز و برگ زرين صف مىكشيد ، چونان كه عروسان در زيب و زيور صف بيارايند .
- خوان غذا در طبقهاى گران ، شتابان بر دوش خدمتگزاران حمل مىشد .
- احسان و كرم ويژهء اين رعايا نبود ، بلكه دورترين مردمان هم از آن بهرهمند بودند .
- وظيفهء مقرر ، ذميان يهود و نصارا و نيز مهاجران و قاصدان را دربرگرفت .
- منسوجات سلطنتى كه در شهر تنيّس رونق يافت ، بذل و نوالش شامل دولتها و ملتها بود .
- جوامع دينى از احسان شما برخوردار شد ، هرآنكه در علم و عمل صدر محافل بود .
- روزگار كه هماره سركش و غدار است ، به دست شما دربند شد ، اينك افسار و بند فرو ريخت .
- به حق سوگند كه كينهخواه شما نه به رستاخيز رستگار شود و نه از عذاب رهد .
- و نه با سوز و تشنگى از دست پيامبر ، آن بهترين جهانيان و خاتم رسولان آب نوشد .
- و نه بهشت عدن را ديدار كند ، آنكه پيمان عاضد بن على سرور مؤمنان را بشكست .
- پيشوايان من ، رهبران من و ذخيرهء فرداى من . آرى ، هركس در گرو اعمال خويش است .
- به خدا سوگند كه حق ثنا و ستايش را ادا نكردم ، چرا كه فضل و جودشان چون ژالهء
الغدير ( فارسى ) — صفحة 523
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٥٢٣