خود معذرت بجوى .
- بينى ارجمندت را بريدى ، اينك انگشت ندامت به دندانگير و از شرمسارى سر بالا مكن .
- با شتاب ، اساس مكرمت و سخاومت را منهدم كردى ، آرامتر در كار شو كه آرامش و نرمش بهترين شيوهء رفتار است .
- واى بر من از آتش درون و بر آرزومندان يكسر كه گرامىترين دولت روزگار از پا درآمد .
- جانب مصر گرفتم و چون پستان پرشيرش بنمود ، چندان مكرمت و كمال دوشيدم كه از آرزوها فزون بود .
- جوانمردانى را مىشناسم كه آلاف الوف عطا كردند و كمال جوانمردى بين كه من هرگز دست سؤال برنكشيدم .
- بر كنار شاهنشين نشيمن داشتم ، آنگاه كه خيل لشكر صفبهصف بودند .
- از اميران لشكر كرامت و مهر ديدم و صفايى كه عارضهء كدورتها بشست .
- اى كه در مهر خاندان فاطمهام به نكوهشگيرى ، نكوهشت باد ، اگر در نكوهش من سستى گيرى .
- خدا را ، لختى در رواقهاى قصر زرين و كاخ لؤلؤ بگرد و با من ناله و زارى سر كن ، نه بر پهنهء جمل و صفين .
- به ساكنان قصر بگوى : به خدا سوگند ، جراحت دل التيام نگيرد و در دم شفا نيابد .
- سپاه فرنگ با آل على امير مؤمنان ، كى بدتر از اين مىكرد .
- تفاوت جز اين بود كه آنان به اسيرى مىبردند و شما به اسيرى مىفروشيد ؟
- در اكناف قصر چرخيدم و همه جا را وحشتبار ديدم پيش از اين قبلهء آمال ميهمانان بود .
- از بيم خردهگيران ، رخ برتافتم ، اما چهرهء مهرم رخ برنتابيد .
- از تأسف اشك بر رخسارم دويد كه پايگاه رفعتتان مهجور و خالى بود .
- بر فتوت و آزادگى شما مىگريم و مىنالم ، زيرا كه روزگار بگشت و آزادگى شما در صفحهء گيتى برقرار ماند .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 522
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٥٢٢