بازگو نموده است « 1 » و ضمنا اين شعر را از او ياد مىكند :
- بازگرداندن و راندن از در ، شيوهء اشراف نيست ؛ اين كار از انصاف به دور است .
- كم اتفاق افتد كه كسى بر در آيد و او را برانند و باز هم با قلب صاف و بىكينه بازگردد .
ثعالبى در شهرت هجو « ناصبى » به سياهرويى اين شعر او را مىآورد :
- اى دوست و ياور من از نژاد لؤى بن غالب !
- آن كه بر دوست فرمان مىراند ، ستمگر است ؛ فرمانى صادر شده ، ولى واجب نيست .
- تو صاحب زلفى هستى كه چون صورت ناصبى سياه رنگ است .
- آن كه مردم را چونان عقرب مىگزد . « 2 »
نكتهء قابل توجه
شيخ ما مقانى ضمن شرح حال ناشى آورده است :
ظاهرا ناشى همان على بن عبد اللّه بن وصيف بن عبد اللّه هاشمى است كه در كتاب عيون اخبار الرضا ، نص حضرت موسى بن جعفر بر امامت حضرت رضا عليه السّلام از او روايت شده است . « 3 » اين شگفتترين اشتباهى است كه در اين كتاب ديدهام .
مصادر شرح حال شاعر
1 - الفهرست ، شيخ طوسى .
2 - معالم العلماء .
3 - رجال ابى داود .
4 - رجال النجاشى .
5 - يتيمة الدهر .
6 - الانساب ، سمعانى .
7 - وفيات الاعيان .
8 - معجم الادباء .
9 - ميزان الاعتدال .
10 - الوافى بالوفيات .
11 - خلاصة الرجال .
12 - نقد الرجال .
13 - الكامل ، ابن اثير .
14 - مجالس المؤمنين .
هامش
( 1 ) . مطالع البدور : 1 / 25 .
( 2 ) . ثمار القلوب 136 .
( 3 ) . تنقيح المقال : 2 / 313 .