- آيا اين سخن راست و حديث مشهور را وانهم كه در روز غدير خم احمد مصطفى به خطابه برخاست و فرمود :
- آيا من سرور شما نيستم ؟ على هم مانند من سرور شماست ، پس او را دوست گيريد .
من آنچه واجب بود ، ادا كردم .
و اين شعر نيز از اوست :
- روز غدير براى دوستان على عيد است و ناصبيان شرافت آن را منكرند .
- روزى كه در سپهر برين به عنوان « عهد معهود » جشن گرفته شود .
- و جشن روى زمين نمونهاى از جشن آسمانى است ، اگر زورگويان سر به اطاعت نهند و حسودان از اخلالگرى دست كشند .
شاعر را بشناسيم
ابو عبد اللّه ، حسين بن داود كردى بشنوى ، چنان كه ابن شهر آشوب در معالم العلماء مىنويسد ، از شعرايى است كه علنا به ستايش و ثناى اهل بيت زبان گشوده و نداى ولايت در داده است . گواه اين شهامت او ، اشعار فراوان و مشهورى است كه از جمله در سراسر كتاب المناقب ابن شهر آشوب پراكنده است .
در اين صورت ، بايد بشنوى را از پرچمداران ميدان بلاغت و فصاحت و يكى از شعراى بزرگ اماميه قلمداد كرد كه براى نشر ادب و فضيلت به پا خاسته است .
از جمله اشعارى كه گواه مذهب اوست ، اين دو بيت است :
- به پروردگارم سوگند كه بعد از رسول مختار ، به دامن دوازده جانشين او چنگ زدهام .
- زندگى خود را وقف آن خاندان پاك كردهام كه از ميان خاندانهاى قريش هواخواه دينند .
اين شعر نيز بيانگر تشيع اوست :
- اى كسى كه به نادانى منصب خلافت را از ابو الحسن باز مىگردانى ، دروازهء شهر ، به روى جاهلان گشوده نخواهد گشت .
- آن هم شهر علم كه دانشطلبان از ورود بدان شهر ناگزيرند . آرى مسئوليت متوجه دانشوران است .