- در سرزمين بابل ، خورشيد به خاطر او بازگشت ، از آن پس كه شب پردهء تاريكى برآويخت .
- و اگر موسى عمران ، ده سال شبانى كرد ، با انتظارى مشقتبار .
- تا دخت شعيب را تزويج كرد و در وادى طور آتش اخضر ديد .
- سرور و سالارم على صاحب معالى ، به امر خدا با دخت محمد جفت شد .
- و اگر عيسى را فضل و مقامى است كه به امر خدا ، مادرش حمل برداشت .
- على در شكم مادر به تسبيح و استغفار پرداخت و مادر خود را از سجده لات و عزّا بازداشت .
آخرين بيت قصيده ، ناظر به حديثى است كه حلبى در السيرة الحلبية : 1 / 285 ؛ زينى دحلان در سيرهاش ، صفورى در نزهة المجالس : 2 / 210 و شبلنجى در نور الابصار ، روايت كردهاند ، داير به اينكه على امير مؤمنان در زمان حمل ، مادرش را از سجدهكردن بر بتها مانع مىگشت . « 1 »
و همو راست :
- رسول خدا در روز حشر ، شفيع مؤمنان باشد و نيز بندگان رام و مطيع .
- على و دو فرزندش زادگان فاطمه ، شيعيان را به رستگارى رسانند .
- و زين العابدين على ، باقر علم پيامبر محمد و زادهاش جعفر ، منتهاى آمال منند .
- كاظم فرخنده مآل موسى و زادهاش رضا پرچم هدايت و تقوا در مشكلات پناه منند .
- زادهء رضا محمد رهبر راه حق و على برگزيدهء امم ، ذخيرهء فرداى منند .
- حسن عسكرى و زادهاش مهدى نيز دو پيشواى منند كه اميدوارم به يمن وجودشان به حقيقت راه يابم .
قصيدهاى هم در ثناى امير مؤمنان و غزوهء خيبر دارد :
- در قلعهء خيبر را از جا كند و لرزه بر اركان حصار افكند .
- چنانش پرتاب كرد كه پنجاه ذراع دور تر افتاد .
- سپس بر سر دست گرفت و سپاه را از خندق عبور داد .
هامش
( 1 ) . سخن ما پيرامون اين روايت قبلا گذشت . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 3 / 239 .