- پندارى سرانگشت مجد الاسلام ، ملك عادل بزرگوار است .
- آن كه عطا و نوالش ، هماره بر روى آرزوها خندان است .
و با قصيدهء ديگرى او را ثنا گفته كه سرآغازش چنين است :
- اى گوش روزگار ! لختى به نالهء اين دردمند زارگوش بسپار .
- به آوازى كه در فضا پيچد ، هوش بسپار كه گوش ناشنوا را ارج و مقدار نباشد .
در همين قصيده است كه گويد :
- شاهانى كه حريم مرا محترم شمردند ، گياهش پى سپر حوادث گشت .
- خورشيد عطا و نوالشان ، به خاطر ميهمان از پردهء افق بازگشت ، چونان كه خورشيد سما دربارهء على و يوشع .
بيت اخير ، در ديوان فقيه عماره 288 ، چاپ آلمان تصحيف شده است و شگفتتر آنكه با حروف مشكّل از اعراب هم دريغ نكردهاند ، با آنكه شاعر گرانمايه ، در اين بيت شعر ، به حديث ردّ شمس كه دربارهء على و يوشع عليهما السّلام اتفاق افتاده ، نظر دارد و اين مطلب چنان روشن است كه نيازى به توضيح ندارد .
اما طفيلىهاى خوان ادبيات عرب ، تا اين حد از درك معنى ، بىنصيب ماندهاند كه كلمه « يوشع » را تصحيف كرده « توسّع » خوانده و ضبط كردهاند ، و خدا كند كه حسن ظن ما بجا باشد و تعمدى در كار نباشد .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 466
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٦٦