- كاخهاى جزيره از دور هويداست ، انگار كه بوستانها در كنار هم به عشقبازى اندرند .
- گويا كهكشان جوزا سر به هم آورده و برجهاى آسمانى را در ميان گرفته است . « 1 »
و از سرودههاى مذهبى او كه در مناقب ابن شهر آشوب آمده ، اين ابيات است :
- اين همان بيعت رضوان است كه با كلمهء تقوا استوار شد و نص جلى از آن پرده برداشت .
- از اينرو ، جدت رسول در حق پسر عمّش على سفارش به ولايت كرد ، تا همگان به دو گرايند .
- و نيز حسين ولايت را به پسرش على داد ، با اينكه از برادرش حسن ارث برده بود و هر دو تن از رسولند .
و دربارهء حضرت سجاد سروده است :
- تويى آن پيشواى دادگستر كه جبريل ، مهار براق براى جدت كشيد .
- از همه سو نسب به سروران مىرسانى : امام پاكنهاد ، زهراى بتول .
- گنجور دانش غامض الهى شماييد و حلال و حرامش در بيان شماست .
- فرشتگان ، وحى مىرسانند و شرح و تأويل آن با شماست .
سرورمان ، سيد محسن امين ، ابن قادوس را در اعيان الشيعة : 17 / 332 عنوان كرده ، گويد : در اعيان الشيعة : 6 / 93 نوشتيم كه نام كوچك او را به دست نياورديم و نيز در اعيان الشيعة : 13 / 206 ياد كرديم و گفتيم : نام او محمود بن اسماعيل بن قادوس دمياطى مصرى است ، چون در كتاب طليعهء علامهء سماوى تصريح شده است كه اشعار ياد شده در مناقب ابن شهر آشوب ، متعلق به اوست .
از آن پس در كتاب شذرات الذهب به حوادث سال 639 برخورديم كه مىنويسد :
در اين سال ابن قادوس ، قاضى ابو الكرم أسعد بن عبد الغنى عدوى درگذشت . از اين رو ، ترجيح داديم كه اشعار ياد شده در مناقب از او باشد و لذا در مستدركات اين جلد ، صفحهء 468 شرح حال او را ياد كرديم .
وجه ترجيح از اينجاست كه ابن شهر آشوب او را به عنوان قاضى نام برده ، ولى آنكه
هامش
( 1 ) . خطط مقريزى : 2 / 298 .