قاضى فاضل « 1 » افتخار شاگردى او را دارد ، و وى را ذو البلاغتين ، يعنى هنرمند در شعر و نثر مىخواند . ديوان شعرش در دو جلد تدوين گشته است و در سال 551 در مصر درگذشته است . « 2 »
ابن خلكان در تاريخ خود اين شعر او را دربارهء قاضى رشيد « 3 » كه سيهچرده بوده ياد كرده است :
- اى كه در سياهى چو لقمانى ، اما حكمتت نباشد ؛ در علم و دانش زيانبارى ، قدمت ثابت نباشد .
- پوست از تن جهانيان بركندى و از اينرو ، مار پوست كن نامت نهادند . « 4 »
ياقوت حموى گويد : جماعتى از فضلا خدمت صالح بن رزيك بودند كه وى سؤالى در علم لغت مطرح نمود و تنها پاسخ صحيح به وسيله قاضى رشيد به عرض رسيد ، سپس گفت : در هيچ سؤالى مورد آزمايش قرار نگرفتم جز اينكه مانند آتش فروزان بودم .
ابن قادوس كه در آنجا حاضر بود ، چنين سرود :
- اگر گويى از آتش مايه گرفتم و بر همگان به دانش و فهم فائق آمدم .
- گويم راست گفتى : اما از چه خاموش گشتى كه چون ذغال سياه آمدى ؟ « 5 »
ابن كثير ، در تاريخ خود اين دو بيت را از او ياد كرده كه دربارهء مبتلايان به وسوسهء شيطان در نيت نماز سروده است :
- سستعزم در نيت ، چون عنين نامراد ، با آنكه هاىوهويش بسيار است .
- در يك نماز ، هفتاد مرتبه تكبير بر زبان مىراند ، گويا بر حمزهء سيد الشهدا نماز مىگزارد . « 6 »
و اين دو بيت را مقريزى بر زبان ياد كرده كه ابن قادوس دربارهء قلعهء روضه ، معروف به جزيره ، سروده است :
هامش
( 1 ) . ابو على ، عبد الرحيم بن على بيساقى مصرى ( 529 - 596 ) از پيشوايان بلاغت .
( 2 ) . تاريخ ابن كثير : 12 / 235 ؛ الحاكم بأمر اللّه 234 ؛ الاعلام : 3 / 1011 .
( 3 ) . ابو الحسن ، احمد بن على بن ابراهيم بن محمد بن حسين بن زبير مصرى ، مقتول به سال 563 .
( 4 ) . وفيات الاعيان : 1 / 54 .
( 5 ) . معجم الادباء : 4 / 60 .
( 6 ) . اشاره به نماز رسول اكرم دارد كه در احد بر حمزهء سيد الشهداء هفتاد يا هفتاد و دو نوبت تكبير گفت .