مختلف دشوار و سنگين بوده است .
البته ، چون با خشم و خروشى كه در دل داشتهاند و به خاطر بزرگان و هواخواهان تشيع نمىتوانستهاند با او در ستيز شوند ، ناگزير چنين راه نكوهش را در پيش گرفتهاند كه مانند ابن عساكر بگويند : « با اشعار عونى در بازارهاى طرابلس آوازهخوانى مىكرد » ، و يا مانند ابن خلكان بگويند : « در بازارهاى طرابلس آوازهخوانى مىكرد » و ساير جملات را حذف كنند ، تا كين دل از او گرفته باشند ، زيرا اگر نام عونى و اشعار او در ميان بيايد ، همگان مىدانند كه منظور ، آوازهخوانى نيست ، بلكه اشعار عونى را با آواز بلند و رسا مىخوانده ، آنچنانكه مداحان بر منابر انشاد كنند ، و اين آهنگ و نوا به خاطر اين است كه اشعار عونى آويزهء گوشها گردد و ايمان علوى از نو احيا شود و پرچم باطل سرنگون گردد ، نه غنا و سرودى كه روش خنياگران بىمبالات است .
بارى ، شرح حال ابن منير ، در بسيارى از فرهنگهاى رجال و كتب تاريخ ثبت است ، از آن جمله :
1 - تاريخ ابن خلكان : 1 / 51 .
2 - الخريدة ، عماد كاتب .
3 - انساب سمعانى . « 1 »
4 - تاريخ ابن عساكر : 2 / 97 .
5 - مرآة الجنان : 3 / 287 .
6 - تاريخ ابن كثير : 12 / 231 .
7 - مجالس المؤمنين 456 .
8 - امل الآمل ، شيخ حر عاملى .
9 - شذرات الذهب : 4 / 146 .
10 - نسمة السحر 172 - 176 .
11 - روضات الجنات 72 .
12 - اعلام زركلى : 1 / 81 .
13 - تاريخ آداب اللغة العربية : 3 / 20 .
14 - دائرهء المعارف بستانى : 1 / 709 .
15 - تاريخ حلب : 4 / 231 .
هامش
( 1 ) . سمعانى گويد : من در زمان حياتش در شام خدمت او رسيدم ، اما به آخر عمر در شيراز روزگار مىگذراند .
شيراز تصحيف « شيزر » است كه آبادى وسيعى است در نزديكى « معرة » . همو گويد : در حدود سال 540 درگذشت كه البته صحيح نيست .