- اى غول مرگ ! چند بزرگمردان عالىرتبه را بر خاك كشى و تارك يلان را بشكافى .
- هرگاه از پشت سر درآيى ، پندارند كه رستند ، اما ناگهان از پيش رو درآيى .
- ابلهان را در كنار زيركان جاى دهى و پست فرومايه را در كنار ارجمند .
- از آن پيش كه چنگ و دندان به سوى فرزندان باز كنى ، پدران و مادران را درربودى .
- اينك حادثهء نو پديد گشت كه خواب از چشمم ربود و زمام عقل از كف گرفت .
- از ديدارش رخ برتافتم و فرار مايهء چيرگى او گشت .
- از آنگاه كه بار اين مصيبت بر دوش كشيدم ، گويا كوه « يذبل » بر دوش دارم .
- اينك هرچند خواهى از چشمان خونبارم اشك ريزانم ، ديروزم چنين نبود .
- رهبر دين و پرچمدار دانش درگذشت و اسلام به زانو درآمد .
- آنكه در تاريكى روزگار ، خورشيد درخشان بود ، درگذشت و زندگى وحشتبار شد .
- بسا زنگار شبهه و ترديد از نص خلافت زدودى و امير مؤمنان را نصرت كردى .
- منكران بدكنشت را آنچنان خوار و زبون ساختى كه ديگر ايشان را ياراى سخن نماند .
- آنان ترا تيرافكنى چيرهدست ديدند كه گلوگاه باطل بشكافد و بر خاك كشد .
- يلى مردافكن يافتند كه سينهء باطل به درد ، و هريلى مردافكن نباشد .
- هرگاه اساس دين كاستى و كجى گرفت ، به دست تو ترميم و اصلاح شد .
- هركه را از جادهء حق منحرف ديدى ، به راه حق هدايت و رهبرى كردى .
- كيست كه حقايق پنهان را آشكار كند و مهر سكوت را بشكند ؟
- كيست كه نيكى را از پليدى بزدايد و حلال از حرام جدا سازد ؟
- كيست كه به افكار بشر نيرو بخشد و زنجير اوهام بگسلد ؟
- كيست كه ياران خود را با سلاح علم مجهز كند تا چون شمشير تيز در بحث و جدل نفوذ يابند .
- پاك و منزه به ملاقات حق بشتاب ، نه چون ديگران با آلودگى و نقص .
- مرغزار علم و دانش كه سرسبز و خرمش ساختى ، پژمرده شد و صبح روشن تاريكى گرفت .
- زلال يقين و معرفت آلوده شد و درد و آلام به جانها بازگشت .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 374
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٧٤