- به سوى ثنا و ستايشى كه اگر احساسم رسا باشد ، طوفانهاى سهمگين را بازيچه شمارم .
- در اين وادى بيكران ، با نيروى جان راه به جايى نبرم ، گرچه خود را به آب و آتش زنم .
- ولى اينم كافى است كه شهد انگبين با سرانگشتى ممتاز باشد و شميم عنبر جامهء عنبرى بپالايد .
- جانم فداى آن سرور كه بندهء راه حق بود ، روزگارى كه ديگران مدعيان ناحق بودند .
- اگر مدارج دين را وارسند ، به نهايت عابد و اگر دنيا را بخش كنند ، اولين زاهد است .
- روز « بدر » و « هوازان » حجتى است رسا بر آنها كه راه فرار گرفتند و يا به تماشا رهسپار بودند .
- و قلعهء « خيبر » با آن در سنگين كه بر دست ناتوان چه سهمگين بود .
- يا ابا الحسن ! اگر حق ترا به جهالت منكر آمدند كه به خدا سوگند ، دانسته انكار نمودند ؛ با وجود اين ، چنانچه يكهتاز ميدان شهامت نبودى و با تشريف « خاصف النعل » همتا و همسنگ رسول نمىشدى و نيز اگر پسر عم ، كارگزار ، داماد و همريشهء رسول نبودى ، با آنكه بودى ، باز دگران با تو برابر و همسنگ نبودند .
- مىدانست كه ديگران از برشدن به اين مدارج ناتوانند ، ازاينرو ، بويژه نام ترا به فضيلت ياد فرمود .
- جمعى نيرنگ زدند و بعد از رسول راه خيانت گرفتند و اين يك در نيرنگ و دغل همتاى ديگرى بود .
- گيرم كه با سفاهت سخن رسول را برتابيدند ، آيات قرآن را چگونه برمىتابند ؟
- بعد از تو فاتحهء اسلام را خواندند و دين را با خوارى و خفت زير پا نهادند .
- اين سفاهت و خيانت در بيابان « طف » بر سر فرزندت حسين تجديد شد و روا شمردند كه زخم كهنه را با سرانگشت خونبار سازند .
- ناگوار است بر رسول خدا كه از سينهء دخترزادهاش خون چون ناودان روان باشد .
- ميراث خلافت را از چنگ تو ربودند و خلافت خود را چونان غل و زنجير بر گردن آيندگان بستند .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 323
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٢٣