- و بر همگانش سرور و مولا ساخت . آنها كه شيفتهء حقند ، معترفند .
- و شما اى حاسدان فضيلت ! زمام خلافت از چنگ او بربوديد . هرآنكه صاحب فضل باشد ، بر او رشك برند .
- گفتيد : اجتماع امت رهبر ما بود ، اما بدانيد كه يكهتاز امت ، ويژهء خلافت بود .
- چه ناگوار است بر هاشم و نيز بر رسول كردگار كه خلافت بازيچهء « تيم » و « عدى » باشد .
- بعد از على ، حق خلافت مخصوص فرزندان اوست ، اگر آيهء ميراث زير پا نماند .
- آن يك خائف و نااميد از پا نشست و آن دگر كه به پا خاست ، ياور نيافت .
- دست نفاق از آستين ظلم و ستم برآمد و سرورى را از پس سرورى به خاك هلاك افكند .
- در صفوف اجتماع بر ايشان تاختند ، و چون در محراب عبادت گوشهء انزوا گرفتند ، پى كار خود رفتند .
- پدر اين خاندان على و مادرشان فاطمه معروف همگانند ، از مفاخر ايشان دم زن يا دم فروبند .
- از پس روز حسين ، آيين حق به بستر بيمارى خفت و مرگ هم در كمين است .
- اگر راه و روش مردم را قياس گيرى ، دورهء جاهليت به خاطر آيد .
- خاندان پسر اميه جنايت تازهاى مرتكب نشدند ، بلكه آيين جاهليت را به قدرت پيشين اعاده كردند .
- آنكه را فاطمه خصم خونخواه باشد ، روز قيامت خواهد ديد كه با چه عقوبتى دست به گريبان است .
- اى سبط پيامبر ! هرآنكه دست به خون تو آلود ، به روز قيامت چه غرامتى خواهد پرداخت ؟ !
- جانم فدايت باد و كيست كه آن را به فدا گيرد . كاش برده را جانفداى سرورش بپذيرند .
- كاش هيولاى مرگ از خون من سيراب مىشد و خون تو بر زمين نمىريخت .
- اى خفتهء كربلا ، كاش مىبودم و در برابرت به خاك و خون مىتپيدم .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 320
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٢٠