- ناصح ، در نكوهش و عتاب اصرار دارد و من سر نافرمانى . من مىگريزم و او در پى روان است .
- گويد : جانت به خطر ميفكن كه عشق و شيدايى سرابى است فريبنده ، و مراقبت از جان يك وظيفهء الهى است .
- آب نااميدى بر آتش دل بيفشان تا آرامش خاطرت بازآيد .
- زمانه رنگارنگ است و دنيا وارونه ؛ همان بهتر كه دل شيدا زده راه سلامت گيرد .
- نبينى كه فرمان رسول ، با مكر و فسون زير پا ماند و جمعيت خاندانش پراكنده گشت ؟
- مردم به خاطر عهد و پيمان ، يكرأى و متفق نشوند ، اما براى خيانت يكدل و متّحد آيند .
- خاندان پيامبر كه « آل اللّه » اند و شبان دين ، در صف رعيت دستخوش جور و جفا ماندهاند .
- پيمان رسول را زير پا گذاشتند و انصار رسول هم با آنان همعنان گشتند .
- بيعت روز غدير كه ويژهء خاندانش بود ، تباه ماند ، اما يهود و نصارا به خاطر پيمان در امانند .
- با سوگند و قسم ، دست بيعتگران كشيدند و به زور شمشير آنان را به اطاعت درآوردند .
- آن يك فرمانى نوشت كه بدعتها را به جاى سنت جلوهگر ساخت .
- آن دگر با مكر و فسون دامى چيد و دنياى فريبكارش را از نصيب آخرت محروم نمود .
- صاحبدلى پرسيد : على كه با نص رسول ، وارث سرير خلافت بود ، حق خود دريافت يا مانع ورادعش گشتند ؟
- گفتم : غايلهاى بود كه منش برملا نسازم ؛ خداوند سزايشان در كنار نهد .
- آنان كه اگر نام برم ، همگان مىشناسند و چهرههاشان از كينهء درون پرچين است .
- به آن هنگام كه بازار دين بىرونق بود ، از نزاع و درگيرى بازنشستند و چون پرچم دين به اهتزاز آمد ، بر سر خوان گستردهاش به نزاع و كشمكش برخاستند .
- پيشتازشان در مكر و دغل از دومى الهام مىگرفت و سومى دنبالهرو آنان گشت .
- بياييد در اينباره منصفانه قضاوت كنيم ؛ خرد داور ما باشد و محكوم ، هركه باشد ، محروم است .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 308
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٠٨