- عابد سجاد هم به ظاهر نه دعوى امامت داشت و نه شمشير بركشيد ، چون ياور نداشت .
- آيا صحيح است كه جعفر دشمنان ترا بر خود بياشوبد و دعوت خود را علنى سازد ، با اينكه مأمور نشده ؟
نجم الدين گفته : منظور شاعر اين است كه زيد مأموريت داشته .
- گواه مطلب ، فرمايش جعفر است ، آنگاه كه در مرگ زيد تسليتش گفتند .
- اگر عمويم زيد پيروز مىشد ، به خدا سوگند كه به عهدش با ما وفا مىكرد ، ولى پيروز نگشت .
ابن حماد ، در اين دو شعر به حقيقتى اشاره دارد كه از قول حافظ مرزبانى و كشى در همين كتاب گذشت . « 1 »
ولادت و وفات او
به تاريخ ولادت و وفات شاعر هيچيك واقف نگشتيم ، ولى مىبينيم نجاشى كه او را درك كرده و از او روايت نكرده ، در صفر سال 372 متولد گشته است و استادش جلودى كه شاعر ما از او روايت كرده ، هفدهم ماه ذيحجهء سال 332 درگذشته است . از اين قرينه مىتوان بدست آورد كه شاعر ما عبدى در اوايل قرن چهارم متولد گشته و اواخر همان سده ديده از جهان فروبسته است .
در يك مجموعهء خطى بسيار قديمى ، قصيدهاى از ابن حماد به دست آورديم كه برخى ابيات آن را ابن شهر آشوب به عبدى كوفى [ سفيان بن مصعب ] منسوب داشته كه شرح حالش در همين كتاب گذشت « 2 » ، ديگران هم مانند بياضى در الصراط المستقيم از ابن شهر آشوب تبعيت كردهاند كه صحيح نيست . قصيده اين است :
- اى كه از رنج درونم پرسى ، از شب تار پرس : آيا ديوانهام ؟
- تا خبرت دهد كه شعلههاى عشق در وجودم شعله كشد ، چون شعلهاى خاموش شود ،
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 2 / 221 و 3 / 70 .
( 2 ) . همان : 2 / 294 .