شعلهاى دگر بيفروزد .
- مىگويى : شب گويا نيست ، پيكر نزارم را بنگر و از حال درونم بپرس .
- اگر باز هم ترديد كنى ، جانم فدايت ، از سيلاب اشكم پرس كه ديدهام را مجروح كرد .
- اى دوستان من ! اگر از حال ما بىخبر نبوديد ، لذات زندگى سرگرمتان نمىساخت .
- ما را فراموش كرديد و با ديگران سرگرم شديد ، راه هجران گرفتيد و ما چنان نبوديم .
- عهد بستيد كه خيانت نورزيد ، به دوستى سوگند كه مرتكب خيانت شديد و نشديم .
- خدعه به كار برديد و ما نبرديم ، خيانت كرديد و ما نكرديم و از عهد پيشين سر باز زديد و ما نزديم .
- گفتيد و گفت خود زير پا نهاديد ، ما بر همان گفت صادقانهء خود پاييديم .
- خواب ناز گواراى شماست ، با اينكه ديدگان ما بر آتش قرار ندارد و بعد از شما نخوابيديم .
- در ساحت شما بار فرونهاديم تا جانى تازه كنيم ، ولى جز سوز و گداز طرفى نبستيم .
- اگر ديدارمان شما را ناخوشايند است ، كوچ كرده مىرويم و مانند شما از دوستى ديرينه دست مىكشيم .
- و مهر ديگرى را در دل مىپرورانيم ، جفا از شماست نه از ما .
- بياييد و انصاف دهيد ، ادعاى واهى مكنيد و راه افراط مپوييد ، بلكه سخنى درست آوريد .
- كاش راه انصاف مىگرفتيد و مسجل مىشد كه نصف از شماست و هشت يك از آن ما .
- هرگاه خورشيد بدمد ، ياد شما باشم و چون پنهان شود ، با غم و اندوه دمساز گردم .
- بر غريب اين ديار نوحهسرا گشتهام و خود غريب عشق و دل ، از خانه و كاشانه دور ماندهام .
- در معاشرت با دوستانم صاف و مخلص بودم ، ندانستم كه دوستى رو به زوال است .
- روزگارى سرخوش بوديم ، چون سپرى شد ، از حسرت خون گريستيم .
- به خدا سوگند كه همواره مشتاق ديدارم و پس از هجران شما ، ديده بر هم ننهادم .
- آب گوارا ننوشيدم و اگر نوشيدم گوارا نبود ، مگر اينكه باز بر سر دوستى رويم .
- آتش عشق از دل بيرون نگشت ، ولى بار ندامت بر دل بماند .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 205
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٢٠٥