- اى ماه تابان ! راه كربلا گرفتى تا به امت رسم زندگى آموزى و هم راه رستگارى و صلاح .
- از اينرو ، دين خدا حلهء شاهوار به تن كرد و شرك بال و پر فروهشت .
- از اينرو ، صبح شرك تاريكى گرفت و شام دين روشنايى يافت .
- نامه نگاشتند و به كربلايش خواندند ، شتابان آمد تا حقيقت خالص مشهود گردد .
- و چون به وعدهگاه رسيد ، از او كناره گرفتند ، بلكه به سويش تاختند .
- دشت صاف را از نيزه و شمشير چون جنگلى انبوه آراسته در كشتنش شتاب كردند .
- دوستانش به دفاع برخاستند و با شمشير و نيزه همآغوش گشتند .
- هفتاد تن در ميان هفتاد هزار لشكر ، مجروح و غرقه به خون بر زمين افتاد .
- جملگى شربت شهادت نوشيدند ، جامى كه از پيش مهيا بود .
- حسين بر ايشان بتاخت و شمشيرهاى پهن به سويش شتافت .
- اى خشم خداى ! مباد كه به ناله و فريادشان رحم آورى .
- بالاخره تنها و تشنه از ميان دشمن برگشت ، همچنانكه تشنه و تنها رفته بود .
- پيوسته ، مرغ جانش به سوى جانان پرمىكشيد ، تا پيك حق در رسيد و گفت :
- بياييد ، بياييد ! اين جرعه خون دلم را بريزيد كه مرا سوى عالم بالا خواندند .
- هجوم بردند بر سرش ، آن يك سرش بريد و آن ديگر بازويش .
- پدرم قربان آن تشنهكامان كه خشكيده لب سوى جنان پر كشيدند .
- پدرم فداى آن چهرههاى تابناك كه سپيدهدم سر فداى جانان كردند .
- پدرم فداى آن تنهاى عريان كه از خون ، جامهء گلگون ساختند .
- اى سروران من ، اى زادگان على ! دين خدا در ماتم شما شيون و زارى آغاز كرد .
- كعبه و حجر و هم صفا و مروه از وحشت فقدان شما به خود لرزان و ريگزار دشتها با در آغوش گرفتن پيكر شريفتان روحافزاست .
- با فقدان شما اركان دين ويران گشت ، قرآن و مثانى با سورههاى طولانى .
- خداى بر آنها رحمت نياورد كه شما را دشمن گرفتند و بر آنان كه پيرو شمايند رحمت فراوان باد .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 182
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص١٨٢