- بار پروردگارا ، كردارى ندارم جز ولاى احمد و خاندان والايش ، يعنى همتاى رسول و وصى او و نيز فاطمه و دو فرزندش ، آن سپيدرويان كه زيور عرش و كرسىاند .
- از آن پس على و فرزندش محمد و هم جعفر صادق و موسى راهبر و باز على و آنگه سرور بخشندگان محمد و بعد على هادى بزرگوار و حسن ، آن كه مهدى را برآورد .
- بار خدايا ، به پاس اينانم عزت دنيا بخش و راحت در گور و نيز در زندگى بازپسين ايمنى از عذاب و سيرابى از كوثر ، و نيز دمسازم كن با آنان در مقام ارجمند .
- اى طلحه ! اگر پايان دفترت بر اين نسق باشد ، دلهره و اضطرابت نباشد ؛ طلحهاى باشى نيك انجام و پاداشت بر خداى جهانيان در فرجام ، آرى ، پروردگار مهربان مرا بس .
و از چكامهء اوست در ستايش امير المؤمنين عليه السّلام :
- من كفالت كسى را پذيرفتم كه رسول خدايش در ميان انبوه مردم گفت :
- به رستاخيز ، سوارانى به محشر آيند ، ما پنج سواريم كه ششمى نداريم .
- از آن ميان ، من بر براق سوارم و پارهء تنم فاطمه دنبال من روان .
- در آن روز ناقهء عضباى من پاكش محمل او خواهد بود به هرسوى دوان .
- پدرم ابراهيم خليل حق بر تكاورى رهوار ، شوكت ما در آن روز باشد پديدار .
- برادرم صالح بر ناقهء الهى پيشاپيش من در صحراى محشر كامكار .
- و على بر شترى سپيد از شترهاى بهشتى سوار ، چه گويم در وصف آن شاهباز .
- پرچم سپاس را به نام خداى يكتاى پسنديده در دست دارد بر سر من فراز .
- و بر سر او تاجى مرصع از نور ، درخشان و تابان چون آفتاب .
- پرتو نورش عرصهء رستاخيز را روشن ساخته ، وه چه باشكوه !
- تاجى كه هفتاد كنگره دارد ، كنگرهء رخشان چون اختر پرفروغ .
- سپاس گزارم پروردگار خود را بر نعمت ولاشان فراوان و بىحساب .
قصيدهاى دارد كه در ماتم حسين عليه السّلام سبط فداكار رسول صلّى اللّه عليه و آله سروده است :
- اى ماه تابان كه دير نپاييدى ، در ماتم تست كه نوحهسرا گشتهام .
- اى چرخ غدار ! گردش ناموزونت حوادث نامطلوب به بار آورد .
- بعد از عاشوراى حسين واى بر من ، شوخى و طرب گواراست ؟
الغدير ( فارسى ) — صفحة 181
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص١٨١