- مرغان خطيب بر منبرى از گل سرخ و آس ، ساز سخن كرده به ترنم برخاستهاند . « 1 »
مراد از مرغان خطيب ، همان فاخته و قمرى و هزاردستان و امثال آنهاست . ثعالبى گويد : گمان مىرود اول كسى كه اين استعارهء مليح را براى مرغان خوشنوا آورده ابو العلاى سروى است در همين شعرى كه مذكور افتاد .
مافروخى اصفهانى نيز در اينباره اين شعر او را ياد مىكند :
- به بوستان نمىنگرى كه چگونه مرغانش نوايى با شور و حال ، ساز كردهاند و گلهايش ناز مىفروشند ؟
- شكوفهاش مىخندد ، جويبارش دل مىبرد و شاخسارش به هم مىپيچد .
- گويا بعد از باران سحرگاهى ، خوش و خندان جامههاى ديبا را در برابر آفتاب پهن كرده است . « 2 »
همو نقل مىكند :
- گويا بلبل بوستان مست شراب ، بر سر شاخ و گل ، ترنم و هلهله آغاز كرده .
- كه نسيم صبا از سير بازمانده و در اطراف شاخساران آرام و قرار گرفته است . « 3 »
صاحب بن عباد ، چند بيتى دارد كه به ابو العلاى نامبرده نگاشته ، چنان كه مافروخى آن را ياد مىكند :
- دوست گرامى ، ابو العلاى سروى ! بشارتت باد كه با رخش بادپا به سويت روانم .
- گمان نمىرفت بدين زودى بازگرديم ، آن هم به فاصلهاى چنين كوتاه .
- با آنكه بغداد با اصرار مرا مىطلبد و اهواز به وعدهگاهم مىخواند .
- پيامم فرستاده كه بشتاب و مرا صاحب شو تا آب رفته به جو بازآيد .
- گفتم : گريزى از اصفهان و ديدن دوستانم نيست ، كاش جوانى به من بازمىگشت .
- در آنجا دوستان يكدلم را خواهم ديد ، بالاترين آرزويم همين است .
- و از ديدار كسانى برخوردار شوم كه محضر آنان با ملك سليمان برابر است . « 4 »
ابو العلاى نامبرده در نزاع شعوبيه در باب اينكه عرب برتر است يا عجم ، نسبت به
هامش
( 1 ) . ثمار القلوب 354 .
( 2 ) . محاسن اصفهان 52 .
( 3 ) . همان 56 .
( 4 ) . همان 14 .