فضيلت و تقوا به پا خاسته است .
اين شعر او را ملاحظه كنيد :
- هركه مهر ورزد ، باوفا و صميميت محبتش را پاس مىدارم .
- تا توان در كالبد دارم ، رضايت خاطرش را بجويم و چون ناگوارى به دو رسد ، عنايت و اشفاقمان فراز آيد .
- اين خوى ماست و ما مردمى هستيم كه همت به مكارم اخلاق گماشتهايم .
يا بدين ابيات نظر افكنيد :
- جمعى بدون جرم و خطا از ما بريدند .
- دچار بدبينى شدهاند ، كاش به ما خوشبين مىشدند ، آنگاه از ما مىبريدند . اگر مايل باشند باز بر سر پيمان مىرويم .
- اگر آنها به دوستى بازگردند ، ما هم برمىگرديم و چنانچه خيانت ورزند ، ما هرگز خيانت نمىورزيم .
- و اگر آنها از ما بىنياز شدهاند ، ما از آنها بىنيازتريم .
و يا به اين شعرش كه ابن مقله را مىستايد ، بنگريد :
- منشهايى در من است كه اگر آزمايش شود ، مايهء آرزوى دگران خواهد بود .
- و همتى عالى كه به ثريا بسته است و تصميمى قوى كه در مشكلات از هم نمىگسلد .
- و تواضعى كه لباس كرامت بر من پوشانده است و چه بسيار عزت كه با تواضع به دست آيد .
- با سروران و بزرگان همدم شدم و كسى از من خطا و لغزش نديد .
- از كاردانى من بهرهور شدند و من براى آنها از ريسمان رساتر و از شمشير برّانتر بودم .
- با سبك زيبا و كلمات شيوا كه نهتنها ناخوشايند نيست ، بلكه بسى روان و دلنشين است .
- اگر تشنهاى را از شراب شعرم بچشانم ، آتش درونش فرو نشيند و دگر آب نياشامد .
- چه سبكهاى شيوا و شيوههاى آسان كه در شعر نهادم و هركه بدان پويد ، راهبر شود .
- رسوم و سنتهاى من آنچنان همگانى است كه نه دبير ديوان از آن بىنياز است و نه
الغدير ( فارسى ) — صفحة 6
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٦