- و آن خطها كه برنگاشتهام ، مانند ابر نازك رگرگ مىدرخشد .
- با بيان شيرين ، زيورى در قالب الفاظ ريختم كه در قدرت همگان نيست .
- و قافيهاى پرداختم كه چون درّ خوشاب آويزهء گردنهاست .
- چنان زيبا و دلاويز كه چون گوشها بشنوند ، سرور و بهجت در چشمها ظاهر گردد .
- و ادراك هرچند لطيف باشد ، چون در معانى اشعارم بخرامد ، شيفته و مفتون ماند .
- اين لطيفههاى دلاويز همخوابهء من است و اين انديشهء من است كه آن را در آفاق دور پراكنده مىسازد .
- اگر مشكلى پيش آيد ، من پيشاپيش همه چون تير شهاب روانم .
- و اگر بخواهى ، شعرم شيرينتر از داستان عشاق و مغازلهء جوانان است .
- با شراب سرد همپيمانم ، با زيبارويان ميانسال دمسازم و با اينهمه ، در رزمگاه چون شير ژيانم .
- صبحانهء من سامان دادن امر و نهى است و عصرانهء من شراب جانافزا .
- در بزم ، سنگين و باوقارم : نه حريفان را خجل سازم و نه ساقى را ملامت كنم .
- اگر شراب بپيمايم ، پيمانه بر سر دست گيرم و به دلخواه نديمان لبريز كنم .
- من آمادهء صيد و نخجيرم ، نخجير نخبههاى زنان كه از نژاد اصيل و كريم باشند .
- باريك ميانى كه چون سمند خوشخرام ، براى مسابقه ورزيده شود .
- جوانهاى شاداب كه از زيبايى طبيعى برخوردارند .
- و چون زبانشان از كام برآيد كه سخن گويد ، اندام سپيد و مژگان بلندشان مديحهسرا شود .
- گويا گاو وحشى با آن نرگس مست ، ديده به ديدارشان گشوده كه از شرم در گوشهاى خزيده است .
- اينها همه با حريفان و نديمانى است كه در صفا و يكرنگى بىنظيرند .
- در واقع ، محققان اديب ، شاعر ما كشاجم را هنگام سرودن شعر ، در لباس معلم اخلاق مىبينند ، آن هم استادى گرانمايه كه در شعر آموزندهاش ، نمونههاى اخلاق نيك ، طبع بلند ، وفا و صميميت آشكار است ، و براستى براى ترويج مبادى انسانيت و تحكيم مبانى
الغدير ( فارسى ) — صفحة 5
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٥